#منتقد_فیلم Instagram Photos & Videos

منتقد_فیلم - 130 posts

Top Posts

  • .
ای تکیه‌گاه خستگی‌هام!
خون رگهام! ای پناه تن تنهام!
چه غریبه‌ان بی تو دستام!
ای اسم تو مثل زلاله؛ چشمه جاری!
باغ شعرم از تو پر گل؛ ای که میراث بهاری!
بمون با شکوهی که داری!

من و تو، سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه!
تو وقتی با منی، حس می‌کنم؛ مردن دروغه!

ای قفس!
ای قفس؛ با پرنده همنفس!
نمی خوام پر بگیرم!
کاش تو دستات بمیرم!

شعر من قصه‌ی درده
غربت تلخ یه مرده
بی تنت اینجا برام خیلی سرده!
خیلی سرده!

من و تو سایه‌هامون دور ار این شهر شلوغه
تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

ای لحظه‌ی پرواز آخر؛ تا رهایی!
چه صدایی!
تو که مثل بغض گریه، بی صدایی!
ای با تنت، تن پوش  ابرا؛ روی شبنم
ای برای من زخمی با تو بودن مثل مرهم
میدونی من اینجا، غریبه‌ام؟!
.
من و تو سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

بمون ای تا همیشه موندنی؛ ای فصل تازه!
بذار عشقت برام دنیای تازه‌ای بسازه!
.
پ.ن؛ ۱- ترانه «هم‌پرواز» از فریدون علیخانی - آهنگساز؛ محمد شمس - تنظیم‌کننده؛ واروژان - خواننده؛ شاهرخ
۲- امروز تولد کسی‌ست که اگر در هر سرزمین دیگری بود، او را به هر شکل و شمایلی ستایش‌اش می‌کردند؛ برای خلق تمام زیبایی‌ها و تمام مراقبت‌ها و نگاه‌بانی‌هایی که با «معرفت» و «عرفان» عمیق درونی‌اش داشته است. او چنان این مسیر را با «اعتقاد» و «ایمان» پیش آمده که تاریخ هم در برابرش محترمانه بوده است. مصداق آن هم ماجرای یافتن و نوشتن و فیلم ساختن از «فریدون گله» است، که قبل از آن کسی درباره اش حرف نمی‌زد و امروز «کندو» بهترین فیلم نظرسنجی منتقدان!
«رضا درستکار» یگانه است و ورود این دردانه به زمین، اول به من و ما و بعد خودش مبارک!
۳- در دهمین سال هجرت فریدون گله، مقاله‌ای نوشت درباره او، با این تیتر «احمق‌ها ستایشت نمی‌کنند» و دوست دارم در مقام شاگردی مکتب «معرفت» او، سر خم کنم و به مناسبت میلادش؛ دستش را ببوسم و بنویسم؛ «احمق‌ها، ستایشت نمی‌کنند!»
@reza_dorostkar

۴- تصاویر بالا از کتاب‌ها و فیلم‌های او، گوشه‌ی اندکی از دریای «مهربانی» او به این جهان است.
۵- درباره این قطعه بار دیگر خواهم نوشت؛ اما آن را تقدیم به «رضا درستکار» می کنم که همیشه برای من «آقای درستکار» بوده و  آرزوی سلامتی و سلامتی و سلامتی و هر آنچه که خوبیست، برایش دارم؛ که البته خداوند خوبی‌ها را تمام و کمال به او بخشیده!
.
#رضا_درستکار 
#نویسنده #منتقد_فیلم #مستندساز 
#فریدون_گله #فریدون_گله_کجاست #حاجی_گولیت #اکبر_جوجه #دستم_پاست #مجید_مجیدی #بهمن_فرمان_آرا #در_قلمرو_دیدار #در_قلمرو_گفتار
  • .
    ای تکیه‌گاه خستگی‌هام!
    خون رگهام! ای پناه تن تنهام!
    چه غریبه‌ان بی تو دستام!
    ای اسم تو مثل زلاله؛ چشمه جاری!
    باغ شعرم از تو پر گل؛ ای که میراث بهاری!
    بمون با شکوهی که داری!

    من و تو، سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه!
    تو وقتی با منی، حس می‌کنم؛ مردن دروغه!

    ای قفس!
    ای قفس؛ با پرنده همنفس!
    نمی خوام پر بگیرم!
    کاش تو دستات بمیرم!

    شعر من قصه‌ی درده
    غربت تلخ یه مرده
    بی تنت اینجا برام خیلی سرده!
    خیلی سرده!

    من و تو سایه‌هامون دور ار این شهر شلوغه
    تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

    ای لحظه‌ی پرواز آخر؛ تا رهایی!
    چه صدایی!
    تو که مثل بغض گریه، بی صدایی!
    ای با تنت، تن پوش  ابرا؛ روی شبنم
    ای برای من زخمی با تو بودن مثل مرهم
    میدونی من اینجا، غریبه‌ام؟!
    .
    من و تو سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه
    تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

    بمون ای تا همیشه موندنی؛ ای فصل تازه!
    بذار عشقت برام دنیای تازه‌ای بسازه!
    .
    پ.ن؛ ۱- ترانه «هم‌پرواز» از فریدون علیخانی - آهنگساز؛ محمد شمس - تنظیم‌کننده؛ واروژان - خواننده؛ شاهرخ
    ۲- امروز تولد کسی‌ست که اگر در هر سرزمین دیگری بود، او را به هر شکل و شمایلی ستایش‌اش می‌کردند؛ برای خلق تمام زیبایی‌ها و تمام مراقبت‌ها و نگاه‌بانی‌هایی که با «معرفت» و «عرفان» عمیق درونی‌اش داشته است. او چنان این مسیر را با «اعتقاد» و «ایمان» پیش آمده که تاریخ هم در برابرش محترمانه بوده است. مصداق آن هم ماجرای یافتن و نوشتن و فیلم ساختن از «فریدون گله» است، که قبل از آن کسی درباره اش حرف نمی‌زد و امروز «کندو» بهترین فیلم نظرسنجی منتقدان!
    «رضا درستکار» یگانه است و ورود این دردانه به زمین، اول به من و ما و بعد خودش مبارک!
    ۳- در دهمین سال هجرت فریدون گله، مقاله‌ای نوشت درباره او، با این تیتر «احمق‌ها ستایشت نمی‌کنند» و دوست دارم در مقام شاگردی مکتب «معرفت» او، سر خم کنم و به مناسبت میلادش؛ دستش را ببوسم و بنویسم؛ «احمق‌ها، ستایشت نمی‌کنند!»
    @reza_dorostkar

    ۴- تصاویر بالا از کتاب‌ها و فیلم‌های او، گوشه‌ی اندکی از دریای «مهربانی» او به این جهان است.
    ۵- درباره این قطعه بار دیگر خواهم نوشت؛ اما آن را تقدیم به «رضا درستکار» می کنم که همیشه برای من «آقای درستکار» بوده و آرزوی سلامتی و سلامتی و سلامتی و هر آنچه که خوبیست، برایش دارم؛ که البته خداوند خوبی‌ها را تمام و کمال به او بخشیده!
    .
    #رضا_درستکار
    #نویسنده #منتقد_فیلم #مستندساز
    #فریدون_گله #فریدون_گله_کجاست #حاجی_گولیت #اکبر_جوجه #دستم_پاست #مجید_مجیدی #بهمن_فرمان_آرا #در_قلمرو_دیدار #در_قلمرو_گفتار
  • 145 17 2 January, 2019
  • منبع روزنامه #هفت_صبح روز پنج‌شنبه  تاریخ ۱۵ آذر ماه ۹۷

در باب منتقدین سینمایی

سلاطین سینمای کاغذی ✍#حمید_رستمی

بخش اول:  ۱-در #فیلم_تاریخ_دنیا ساخته #مل_بروکس هجویه ساز بزرگ سینما، صحنه ای ست در مورد انسان های نخستین غارنشین که در دیوار غار و بر روی سنگ ها نقش و نگار بی ربط می کشند و گوینده نریشن اشاره می کند که: "و بدینسان هنر نقاشی اختراع شد!" و بلافاصله مردی می آید و نگاهی کوتاه به آن نگاره‌ها کرده و در ادامه بر روی آنها کار بی ادبی می کند و می رود. گوینده نریشن ادامه می‌دهد : "و همزمان با آن اولین منتقد نیز به وجود آمد!" این اشاره طنز آمیز و تا حد بسیار زیادی بدبینانه نسبت به واژه #منتقد_فیلم در طول تاریخ بین سینماگران شایع بوده و کمتر کارگردانی با منتقد جماعت رابطه مسالمت آمیزی داشته و حتی برخی پا را فراتر از قواعد اجتماعی مرسوم گذاشته و علناً در مقابلشان جبهه گرفته اند: " در پشت هر منتقد یک فیلم ساز شکست خورده پنهان شده است!" ولی خب این گزاره زیاد از حد پرخاشجویانه است و در همین سینمای ایران مثال های نقض بسیاری داشته و بودند کارگردانانی که از نقدنویسی شروع کرده و بعدها در سینمای ایران تبدیل به کارگردانان درجه اول شده اند. از #فریدون_جیرانی و #سیامک_شایقی و #کیومرث_پور_احمد بگیرید تا #احمد_امینی و #پرویز_نوری که در کنار بازیگری در #فیلم_طهران_تهران ساخته #داریوش_مهرجویی، پنجاه شصت سال پیش فیلم هایی همچون "رشید" ، "سه جوانمرد" و "حکیم باشی" را ساخته است.
۲- کسی مثل مرحوم #ایرج_کریمی هر چقدر در نقد نویسی عمیق و با سواد جلوه می کرد فیلمهای درخشانی هم برای مخاطبان ساخت تا سالهای سال بعد افسوس بخورند که این کارگردان چرا تعداد فیلمهایش بیشتر نبوده و چرا این قدر دیر شروع به کارگردانی کرده . فیلمهایی همچون " از کنار هم می گذریم " ، " باغ های کندلوس " و " چند تار مو " فیلمهای بشدت خاصی هستند که فقط از ذهن زیبایی چون کریمی می توان انتظار ساخت اش را داشت.  ذهنی که هنوز آلوده مناسبات خاص سینمای گیشه یی و حتی جشنواره یی نشده است‌. بقیه در کامنت ها

@houshang.golmakani
  • منبع روزنامه #هفت_صبح روز پنج‌شنبه تاریخ ۱۵ آذر ماه ۹۷

    در باب منتقدین سینمایی

    سلاطین سینمای کاغذی ✍ #حمید_رستمی

    بخش اول: ۱-در #فیلم_تاریخ_دنیا ساخته #مل_بروکس هجویه ساز بزرگ سینما، صحنه ای ست در مورد انسان های نخستین غارنشین که در دیوار غار و بر روی سنگ ها نقش و نگار بی ربط می کشند و گوینده نریشن اشاره می کند که: "و بدینسان هنر نقاشی اختراع شد!" و بلافاصله مردی می آید و نگاهی کوتاه به آن نگاره‌ها کرده و در ادامه بر روی آنها کار بی ادبی می کند و می رود. گوینده نریشن ادامه می‌دهد : "و همزمان با آن اولین منتقد نیز به وجود آمد!" این اشاره طنز آمیز و تا حد بسیار زیادی بدبینانه نسبت به واژه #منتقد_فیلم در طول تاریخ بین سینماگران شایع بوده و کمتر کارگردانی با منتقد جماعت رابطه مسالمت آمیزی داشته و حتی برخی پا را فراتر از قواعد اجتماعی مرسوم گذاشته و علناً در مقابلشان جبهه گرفته اند: " در پشت هر منتقد یک فیلم ساز شکست خورده پنهان شده است!" ولی خب این گزاره زیاد از حد پرخاشجویانه است و در همین سینمای ایران مثال های نقض بسیاری داشته و بودند کارگردانانی که از نقدنویسی شروع کرده و بعدها در سینمای ایران تبدیل به کارگردانان درجه اول شده اند. از #فریدون_جیرانی و #سیامک_شایقی و #کیومرث_پور_احمد بگیرید تا #احمد_امینی و #پرویز_نوری که در کنار بازیگری در #فیلم_طهران_تهران ساخته #داریوش_مهرجویی ، پنجاه شصت سال پیش فیلم هایی همچون "رشید" ، "سه جوانمرد" و "حکیم باشی" را ساخته است.
    ۲- کسی مثل مرحوم #ایرج_کریمی هر چقدر در نقد نویسی عمیق و با سواد جلوه می کرد فیلمهای درخشانی هم برای مخاطبان ساخت تا سالهای سال بعد افسوس بخورند که این کارگردان چرا تعداد فیلمهایش بیشتر نبوده و چرا این قدر دیر شروع به کارگردانی کرده . فیلمهایی همچون " از کنار هم می گذریم " ، " باغ های کندلوس " و " چند تار مو " فیلمهای بشدت خاصی هستند که فقط از ذهن زیبایی چون کریمی می توان انتظار ساخت اش را داشت. ذهنی که هنوز آلوده مناسبات خاص سینمای گیشه یی و حتی جشنواره یی نشده است‌. بقیه در کامنت ها

    @houshang.golmakani
  • 158 8 6 December, 2018
  • .
فیلم سینمایی لوسی اثر مشترک امریکا و فرانسه...
محصول 2014 ب کارگردانی #لوک_بسون

اول اینکه ریتم و فیلمنامه ی ب شدت خوبی داشت ک یکی از دلایل جذب مخاطبش همینه..
دوم اینکه مثل تمام فیلم های فانتزی تدوین و جلوه ویژه توش حرف اول رو زده بود....
بازی بازیگرا و فرو رفتن تو نقششون واقعا ستودنی بود«چیزی ک دقیقا هیچ کدوم از فیلمای ایرانی حداقل من ندیدم داشته باشه»
اشخاصی ک ب این ژانر از فیلم علاقه دارن و وقت سریال دیدن ندارم ب شدت پیشنهاد میکنم بهشون...
اما....«خطر اسپویل»
در مورد خود داستان:همینطور ک از کاور پست و ژانر فیلم مشخصه اینکار میشه گفت وارد دنیای  متافیزیک هست با قوانین اون پیش میره و حرف میزنه راجبه قابلیت های مغز انسان نسبت ب سایر موجودات و اشاره ب اینکه ما بسیار بسیار کم از توانایی عقلی ک داریم استفاده میکنیم...
و وجود ماده ای شیمیایی ک ظرفیت مغز و ب انتهای خودش میرسونه ک انسان رو قادر ب هرکارییی میکنه علم و جهان زیر و رو میشود...
اما خب انتقادات علمی زیادی هم ب این فیلم وارده ک از نظر عقلانی درست بنظر میاد محققان رد کردن این موضوع رو ک انسان تنها قادر به استفاده از 10 درصد مغز خود هست و 90 درصد دیگر دست نخورده باقی میمونه و دانشمندان معتقدن که چنانچه 90 درصد مغز انسان بی استفاده بمونه ضربه به این نواحی از مغز نباید تغییری در حالت انسان ایجاد می کرد در صورتی که اینطور نیست...
.
پ.ن1:ولی در کل فیلم لوسی رو میشه در دسته فیلم های علمی تخیلی وهمچنین اکشن سینمای امریکا قلمداد کرد و ب ویژه میگم ک دیدنش خالی از لطف نیست و ساعات خوشی رو میگذرونید و بعدش پشیمون نخواهید شد..
پ.ن2:پیشنهاد میکنم نسخه ی زبان اصلیش رو مشاهده کنید...
پ.ن3:امیدوارم لذت ببرید و ساعات خوشی رو بگذرونید..
#lucy
#لوسی #سینمایی_لوسی #فیلم_لوسی #معرفی_فیلم #معرفی_سریال #معرفی_کتاب #نقد #منتقد #نقاد #منتقد_سیما #منقد_سریال #منتقد_فیلم #نقد_سریال #نقد_فیلم #قاب_نقد #نوستالژی #فلیم_امریکایی #فیلم_فرانسوی #شهرزاد #پدر #دلدادگان #سریال_پدر #حامد #حاج_علی #ارغوان #فرزان_فرزین
  • .
    فیلم سینمایی لوسی اثر مشترک امریکا و فرانسه...
    محصول 2014 ب کارگردانی #لوک_بسون

    اول اینکه ریتم و فیلمنامه ی ب شدت خوبی داشت ک یکی از دلایل جذب مخاطبش همینه..
    دوم اینکه مثل تمام فیلم های فانتزی تدوین و جلوه ویژه توش حرف اول رو زده بود....
    بازی بازیگرا و فرو رفتن تو نقششون واقعا ستودنی بود«چیزی ک دقیقا هیچ کدوم از فیلمای ایرانی حداقل من ندیدم داشته باشه»
    اشخاصی ک ب این ژانر از فیلم علاقه دارن و وقت سریال دیدن ندارم ب شدت پیشنهاد میکنم بهشون...
    اما....«خطر اسپویل»
    در مورد خود داستان:همینطور ک از کاور پست و ژانر فیلم مشخصه اینکار میشه گفت وارد دنیای متافیزیک هست با قوانین اون پیش میره و حرف میزنه راجبه قابلیت های مغز انسان نسبت ب سایر موجودات و اشاره ب اینکه ما بسیار بسیار کم از توانایی عقلی ک داریم استفاده میکنیم...
    و وجود ماده ای شیمیایی ک ظرفیت مغز و ب انتهای خودش میرسونه ک انسان رو قادر ب هرکارییی میکنه علم و جهان زیر و رو میشود...
    اما خب انتقادات علمی زیادی هم ب این فیلم وارده ک از نظر عقلانی درست بنظر میاد محققان رد کردن این موضوع رو ک انسان تنها قادر به استفاده از 10 درصد مغز خود هست و 90 درصد دیگر دست نخورده باقی میمونه و دانشمندان معتقدن که چنانچه 90 درصد مغز انسان بی استفاده بمونه ضربه به این نواحی از مغز نباید تغییری در حالت انسان ایجاد می کرد در صورتی که اینطور نیست...
    .
    پ.ن1:ولی در کل فیلم لوسی رو میشه در دسته فیلم های علمی تخیلی وهمچنین اکشن سینمای امریکا قلمداد کرد و ب ویژه میگم ک دیدنش خالی از لطف نیست و ساعات خوشی رو میگذرونید و بعدش پشیمون نخواهید شد..
    پ.ن2:پیشنهاد میکنم نسخه ی زبان اصلیش رو مشاهده کنید...
    پ.ن3:امیدوارم لذت ببرید و ساعات خوشی رو بگذرونید..
    #lucy
    #لوسی #سینمایی_لوسی #فیلم_لوسی #معرفی_فیلم #معرفی_سریال #معرفی_کتاب #نقد #منتقد #نقاد #منتقد_سیما #منقد_سریال #منتقد_فیلم #نقد_سریال #نقد_فیلم #قاب_نقد #نوستالژی #فلیم_امریکایی #فیلم_فرانسوی #شهرزاد #پدر #دلدادگان #سریال_پدر #حامد #حاج_علی #ارغوان #فرزان_فرزین
  • 154 17 16 August, 2018
  • آیدین آغداشلو
نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم و تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی
تاریخ تولد: 1319/8/8
محل تولد: رشت
آیدین آغداشلو (زاده ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
زندگی:
آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف) و ناهید نخجوان، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرای شهر رشت به دنیا آمد. پدرش از مهاجران قفقازی و عضو حزب مساوات قفقاز بود و خاندان وی نیز نام خانوادگی خود را از نام شهر کوچک آغداش گرفته‌اند. مادرش نوه بهمن میرزا پسر عباس میرزا بود. پدر آغداشلو با دیدن استعداد وی در نقاشی او را برای نخستین بار پیش حبیب محمدی، نقاش اهل رشت و معلم نقاشی، برد. پس از چندی، آغداشلو به همراه مادرش به تهران رفتند و در آنجا در کلاس‌های نقاشی موسیو بازیل نام نوشت . در شانزده سالگی به کار و فراگیری طراحی گرافیک در مؤسسه تبلیغاتی «آشنا» با حقوق ماهی سیصد تومان پرداخت و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد.
آغداشلو در ۱۹ سالگی پس از شرکت در کنکور به دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران رفت؛ اما در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل بازماند. چندی پس از آن نخستین نقد هنریش را در مجله اندیشه و هنر – به سردبیری ناصر وثوقی – منتشر کرد. او همچنین با نام مستعار «فرامرز خبیری» به نقد شعر شاعران معاصری چون احمدرضا احمدی، احمد شاملو، اخوان ثالث، و محمدعلی سپانلو پرداخت.
ادامه متن درکامنت. 
#نقاش #گرافیست #نویسنده #منتقد_فیلم #تصویرگر #آیدین_آغداشلو
  • آیدین آغداشلو
    نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم و تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی
    تاریخ تولد: 1319/8/8
    محل تولد: رشت
    آیدین آغداشلو (زاده ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
    زندگی:
    آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف) و ناهید نخجوان، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرای شهر رشت به دنیا آمد. پدرش از مهاجران قفقازی و عضو حزب مساوات قفقاز بود و خاندان وی نیز نام خانوادگی خود را از نام شهر کوچک آغداش گرفته‌اند. مادرش نوه بهمن میرزا پسر عباس میرزا بود. پدر آغداشلو با دیدن استعداد وی در نقاشی او را برای نخستین بار پیش حبیب محمدی، نقاش اهل رشت و معلم نقاشی، برد. پس از چندی، آغداشلو به همراه مادرش به تهران رفتند و در آنجا در کلاس‌های نقاشی موسیو بازیل نام نوشت . در شانزده سالگی به کار و فراگیری طراحی گرافیک در مؤسسه تبلیغاتی «آشنا» با حقوق ماهی سیصد تومان پرداخت و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد.
    آغداشلو در ۱۹ سالگی پس از شرکت در کنکور به دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران رفت؛ اما در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل بازماند. چندی پس از آن نخستین نقد هنریش را در مجله اندیشه و هنر – به سردبیری ناصر وثوقی – منتشر کرد. او همچنین با نام مستعار «فرامرز خبیری» به نقد شعر شاعران معاصری چون احمدرضا احمدی، احمد شاملو، اخوان ثالث، و محمدعلی سپانلو پرداخت.
    ادامه متن درکامنت.
    #نقاش #گرافیست #نویسنده #منتقد_فیلم #تصویرگر #آیدین_آغداشلو
  • 38 16 7 December, 2018
  • .
«#شیوه_های_دیدن» برنامه ای بود به تهیه کنندگی و اجرای استاد #آیدین_آغداشلو درباره هنرهای تجسمی که از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ از #تلویزیون_ملی ایران پخش شد.
.
آیدین آغداشلو متولد ۸ آبان ۱۳۱۹
#نقاش،#گرافیست، #نویسنده، #منتقد_فیلم تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
.
#wikipedia
.
@aghdashloo
@tvnostalgia @nostalgia_tv @bookghadimi
#tvnostalgia #nostalgia_tv
.
www.tvnostalgia.ir
  • .
    « #شیوه_های_دیدن » برنامه ای بود به تهیه کنندگی و اجرای استاد #آیدین_آغداشلو درباره هنرهای تجسمی که از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ از #تلویزیون_ملی ایران پخش شد.
    .
    آیدین آغداشلو متولد ۸ آبان ۱۳۱۹
    #نقاش ، #گرافیست ،  #نویسنده ،  #منتقد_فیلم  تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
    .
    #wikipedia
    .
    @aghdashloo
    @tvnostalgia @nostalgia_tv @bookghadimi
    #tvnostalgia #nostalgia_tv
    .
    www.tvnostalgia.ir
  • 352 6 6 February, 2019
  • .
گشت و گذار با پرویزخان دوایی در پراگ...
دیروز تولد استاد نازنین ما پرویز خان دوایی بود به همین خاطر می‌خواهم آلبوم خاطراتم را ورق بزنم و لحظات شیرینی را که طی ده روز، در کنار این چهرهٔ دوست‌داشتنی، شیرین و نازنین داشته‌ام برایتان نقل کنم و تولدش را تبریک بگویم... جای همه شما خالی اگر دلتان می‌خواهد معنی سفر بیادماندنی را تجربه کنید باید همراه با او گشتی در این شهر جادویی و زیبا بزنید. او شما را با خودش به کتابخانه مرکزی شهر با معماری عجیب و چیدمان عجیب‌تر کتاب‌هایش می‌برد. شما محو تماشا هستید و او چیزهایی می‌نویسد. تلفنی به همسر چکی‌اش می‌زند. بعد شما را به‌کافه‌ای می‌برد، کیک و قهوه  سفارش می‌دهد و درحین این که غرق لذت مصاحبت با او هستید، اشاره می کند که کت‌تان را که روی دستهٔ صندلی آویزان کرده اید، بردارید و مراقب جوان مشکوکی که تازه وارد کافه شده باشید چون با دو سوت جیب‌تان خالی شده! می‌گوئید راستی برویم صرافی تا کمی پول تبدیل کنید. شما را به باصرفه ترین جا می‌برد و اشاره می‌کند به ارز فروش‌های دوره‌گردی که شبیه پیاده روی استانبول خودما دور و بر مغازه‌های صرافی پلاسند. می‌گوید: ”اینها با کلک پول بیشتری به شما می‌دهند اما چون شما پول این کشور را نمی‌شناسید، بخشی از پول ها، بلغاری است و ارزشی ندارد!“
بعد می‌بردتان به چند کریستال فروشی تا سوغاتی مناسب بخرید.
حالا پشت در خانه فرانتس کافکا هستیم. من زنگ می‌زنم. آقای دوایی می‌گوید: "باز نمی کند!" می‌پرسم:
"چرا..!؟" با لبخند همیشگی اش می‌گوید: ”الان بیش از نود سال از مرگ او گذشته، چون در اواخر عمر سل گرفته بود و از همه دوری می‌کرد."
می گویم گویا از بس شیر پاستوریزه نشده خورده بود!
می‌گوید: "کافکا آدم افسرده‌ای بود، میگرن داشت، بی‌خواب بود، یبوستِ حاد داشت و صورتش پراز جوش بود. شیر غیر پاستوریزه  می‌خورد که خوب شود، اما سل گرفت و چون نمی‌توانست چیزی بخورد، از گرسنگی مرد!“.
#سینما#فیلم#ماهنامه#مجله#ماهنامه_فیلم
#مجله_فیلم #عباس_یاری #پرویز_دوایی #نویسنده#منتقد_فیلم#پراگ
#cinema#film#filmmagazine#
#abbasyarifilm
  • .
    گشت و گذار با پرویزخان دوایی در پراگ...
    دیروز تولد استاد نازنین ما پرویز خان دوایی بود به همین خاطر می‌خواهم آلبوم خاطراتم را ورق بزنم و لحظات شیرینی را که طی ده روز، در کنار این چهرهٔ دوست‌داشتنی، شیرین و نازنین داشته‌ام برایتان نقل کنم و تولدش را تبریک بگویم... جای همه شما خالی اگر دلتان می‌خواهد معنی سفر بیادماندنی را تجربه کنید باید همراه با او گشتی در این شهر جادویی و زیبا بزنید. او شما را با خودش به کتابخانه مرکزی شهر با معماری عجیب و چیدمان عجیب‌تر کتاب‌هایش می‌برد. شما محو تماشا هستید و او چیزهایی می‌نویسد. تلفنی به همسر چکی‌اش می‌زند. بعد شما را به‌کافه‌ای می‌برد، کیک و قهوه  سفارش می‌دهد و درحین این که غرق لذت مصاحبت با او هستید، اشاره می کند که کت‌تان را که روی دستهٔ صندلی آویزان کرده اید، بردارید و مراقب جوان مشکوکی که تازه وارد کافه شده باشید چون با دو سوت جیب‌تان خالی شده! می‌گوئید راستی برویم صرافی تا کمی پول تبدیل کنید. شما را به باصرفه ترین جا می‌برد و اشاره می‌کند به ارز فروش‌های دوره‌گردی که شبیه پیاده روی استانبول خودما دور و بر مغازه‌های صرافی پلاسند. می‌گوید: ”اینها با کلک پول بیشتری به شما می‌دهند اما چون شما پول این کشور را نمی‌شناسید، بخشی از پول ها، بلغاری است و ارزشی ندارد!“
    بعد می‌بردتان به چند کریستال فروشی تا سوغاتی مناسب بخرید.
    حالا پشت در خانه فرانتس کافکا هستیم. من زنگ می‌زنم. آقای دوایی می‌گوید: "باز نمی کند!" می‌پرسم:
    "چرا..!؟" با لبخند همیشگی اش می‌گوید: ”الان بیش از نود سال از مرگ او گذشته، چون در اواخر عمر سل گرفته بود و از همه دوری می‌کرد."
    می گویم گویا از بس شیر پاستوریزه نشده خورده بود!
    می‌گوید: "کافکا آدم افسرده‌ای بود، میگرن داشت، بی‌خواب بود، یبوستِ حاد داشت و صورتش پراز جوش بود. شیر غیر پاستوریزه  می‌خورد که خوب شود، اما سل گرفت و چون نمی‌توانست چیزی بخورد، از گرسنگی مرد!“.
    #سینما #فیلم #ماهنامه #مجله #ماهنامه_فیلم
    #مجله_فیلم #عباس_یاری #پرویز_دوایی #نویسنده #منتقد_فیلم #پراگ
    #cinema #film #filmmagazine #
    #abbasyarifilm
  • 1,372 85 19 December, 2018
  • .
#نقد
#درباره_فیلم‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
.
درباره فیلم‌های نقش (فرنوش صمدی)، شهربازی (کاوه مظاهری)، ماچ سینمایی (کریم لک‌زاده) و جشن (بهنام عابدی) که در سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمده‌اند.
.
نویسنده: #مهرشاد_گلکاریان
.
نقش (فرنوش صمدی) (۱ از ۴)

فیلم نقش ساخته‌ی فرنوش صمدی، کارگردانِ زنِ مهم شده‌یِ فیلم کوتاهِ ایران، بسیار مایوس کننده است. اگر مخاطب حرفه‌ای و باهوش سینما هستید و دوست ندارید به راحتی و با مراجعه به کلیشه‌هایی که در ذهن دارید، دست فیلمنامه نویس را خوانده و تا انتهای فیلم بروید. اگر از نماد پردازی‌های نخ نمایِ دمِ دستی بدتان می‌آید و آنقدر فمنیست نیستید که با دیدن کلیشه‌ی بسیار بسیار تکرار شده‌یِ زنی مستاصل که در چنگال شوهری احمق گرفتار است و شوهر با توی سر زدن مسئولیت‌های مادرانه نسبت به فرزندشان یا به تعبیری سوءاستفاده از برتری جنسیتی مردها در عرف مملکت ما (که سال‌هاست دیگر واقعاً محلی از اعراب ندارد) نمی‌گذارد بازیگر شود، اشک به چشمانتان نمی‌آید. اگر مشاهده‌ی نگاهِ زن به کبوتری سفید و پاک! که مانند او پشت شیشه‌ای گیر کرده و برای رهایی پر‌پر می‌زند، به جای متاثر ساختن، شما را به خنده می‌اندازد...
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #نقش #فرنوش_صمدی #شهربازی#کاوه_مظاهری#ماچ_سینمایی#کریم_لک‌زاده#جشن#بهنام_عابدی
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#Role #Amusement_Park#theatrical_kiss #Ceremony_Night
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #درباره_فیلم ‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
    .
    درباره فیلم‌های نقش (فرنوش صمدی)، شهربازی (کاوه مظاهری)، ماچ سینمایی (کریم لک‌زاده) و جشن (بهنام عابدی) که در سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمده‌اند.
    .
    نویسنده: #مهرشاد_گلکاریان
    .
    نقش (فرنوش صمدی) (۱ از ۴)

    فیلم نقش ساخته‌ی فرنوش صمدی، کارگردانِ زنِ مهم شده‌یِ فیلم کوتاهِ ایران، بسیار مایوس کننده است. اگر مخاطب حرفه‌ای و باهوش سینما هستید و دوست ندارید به راحتی و با مراجعه به کلیشه‌هایی که در ذهن دارید، دست فیلمنامه نویس را خوانده و تا انتهای فیلم بروید. اگر از نماد پردازی‌های نخ نمایِ دمِ دستی بدتان می‌آید و آنقدر فمنیست نیستید که با دیدن کلیشه‌ی بسیار بسیار تکرار شده‌یِ زنی مستاصل که در چنگال شوهری احمق گرفتار است و شوهر با توی سر زدن مسئولیت‌های مادرانه نسبت به فرزندشان یا به تعبیری سوءاستفاده از برتری جنسیتی مردها در عرف مملکت ما (که سال‌هاست دیگر واقعاً محلی از اعراب ندارد) نمی‌گذارد بازیگر شود، اشک به چشمانتان نمی‌آید. اگر مشاهده‌ی نگاهِ زن به کبوتری سفید و پاک! که مانند او پشت شیشه‌ای گیر کرده و برای رهایی پر‌پر می‌زند، به جای متاثر ساختن، شما را به خنده می‌اندازد...
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #نقش #فرنوش_صمدی #شهربازی #کاوه_مظاهری #ماچ_سینمایی #کریم_لک ‌زاده #جشن #بهنام_عابدی
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #Role #Amusement_Park #theatrical_kiss #Ceremony_Night
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 55 3 11 November, 2018
  • درباره ی چند فقره #منتقد_فیلم #قلم_به_مزد ! 
#بهرام‌_بیضائی،سال هزار و سیصد هشتاد و نه،برای بار دوم از ایران رفت اما این بار به درازای اکنون در آمریکا مانده و حتی سرکی هم به خانه اش - ایران - نزده است.در حالی که او بیش از هر ایرانی می تواند صاحب خانه باشد ( به اعتبار زبان و نگاهش که ریشه در اصالت های فرهنگی و هویت ایرانی دارد ).او،همواره یکی از بهترین پایه گذاران تئاتر ملی از دهه ی چهل خورشیدی در ایران بوده است 
شاید،هتاکی هایی که نسبت به او و فیلم آخرش - وقتی همه خوابیم - شد ( به هنگام نمایش چند روزه ی فیلم در جشنواره ی فیلم در بهمن هزار و سیصد و هشتاد هفت.) یکی از دلایل مهاجرتش است ( هتاکی شبه منتقدان و #تومنی_نگارانی چون #امیر_قادری که غالبا در #ماهنامه_سینمائی_فیلم به سردبیری #هوشنگ_گلمکانی ، #قلم_به_مزد می زد ).از همان آغاز جشنواره معلوم بود که یک #تبانی آشکار برای کلید زدن این بی حرمتی و هتاکی صورت گرفته چرا که به #تومنی_نگاران گفته شده بود که بیضائی فیلم " #وقتی_همه_خوابیم " را بر علیه کدام تهیه کننده ( #حمید_اعتباریان ) ساخته و برای دفاع از او،باید تا می توانند "دوز نقد " و یا به عبارت بهتر هتاکی را بیشتر بکنند. " #قلم_به_مزدانی" که انگار نمی دانند " #استقلال_اندیشه " باید نخستین انگیزه ی هر قلم زنی باشد‌ ولی به توپ بستن‌فیلم و فیلمساز‌ توسط #منتقدان_ریز_و_درشت #ماهنامه_سینمائی فیلم ،گواهی بود بر این امر که برخی از این‌ #سینما_بنویس_ها بی آنکه حتی فیلم را دیده باشند ( فقط بر اساس اخبار نادرستی که در اختیارشان گذاشته شده بود.) به میدان آمدند که شمشیر را،از رو ببندند و فیلمساز ( صاحب فرهنگ ) را بکوبند و تهیه کننده ( صاحب سرمایه ) را بر برج عاج  بنشانند و مزد قلمزنی شان را بگیرند
پی نوشت : به نقل از ماهنامه ی " سیاه سفید " - شماره ی ششم - تیر هزار و سیصد و نود و هفت خورشیدی- یادداشت کوتاه آقای رضا آشفته ( به انضمام قدری توضیح توسط نگارنده ی این سطور برای کسانی که احتمالا فیلم " وقتی همه خوابیم " را ندیده اند و یا در جریان حمله ی از پیش تعیین شده به فیلم و #هتاکی سازمان یافته به‌ #بهرام_بیضائی توسط برخی از کهنه و نوقلمان #ماهنامه_سینمائی_فیلم نیستند.ناگفته نگذارم که چنین تفکری ( حمله و هتاکی نسبت به فیلم و فیلمساز یادشده ) ریشه در واقعیت دارد و نه در تفکر به اصطلاح #دایی_جان_ناپلئونی.چند سال پیش #امیر_پوریا ( منتقد ) طی گفت و گویی،پرده از توطئه ی سازمان یافته علیه بیضائی،برداشت
#رضا_علیپور_متعلم - دوم مهر هزار و سیصد و نود و هفت 
#موج_نوی_سینمای_ایران
  • درباره ی چند فقره #منتقد_فیلم #قلم_به_مزد !
    #بهرام ‌_بیضائی،سال هزار و سیصد هشتاد و نه،برای بار دوم از ایران رفت اما این بار به درازای اکنون در آمریکا مانده و حتی سرکی هم به خانه اش - ایران - نزده است.در حالی که او بیش از هر ایرانی می تواند صاحب خانه باشد ( به اعتبار زبان و نگاهش که ریشه در اصالت های فرهنگی و هویت ایرانی دارد ).او،همواره یکی از بهترین پایه گذاران تئاتر ملی از دهه ی چهل خورشیدی در ایران بوده است
    شاید،هتاکی هایی که نسبت به او و فیلم آخرش - وقتی همه خوابیم - شد ( به هنگام نمایش چند روزه ی فیلم در جشنواره ی فیلم در بهمن هزار و سیصد و هشتاد هفت.) یکی از دلایل مهاجرتش است ( هتاکی شبه منتقدان و #تومنی_نگارانی چون #امیر_قادری که غالبا در #ماهنامه_سینمائی_فیلم به سردبیری #هوشنگ_گلمکانی ، #قلم_به_مزد می زد ).از همان آغاز جشنواره معلوم بود که یک #تبانی آشکار برای کلید زدن این بی حرمتی و هتاکی صورت گرفته چرا که به #تومنی_نگاران گفته شده بود که بیضائی فیلم " #وقتی_همه_خوابیم " را بر علیه کدام تهیه کننده ( #حمید_اعتباریان ) ساخته و برای دفاع از او،باید تا می توانند "دوز نقد " و یا به عبارت بهتر هتاکی را بیشتر بکنند. " #قلم_به_مزدانی " که انگار نمی دانند " #استقلال_اندیشه " باید نخستین انگیزه ی هر قلم زنی باشد‌ ولی به توپ بستن‌فیلم و فیلمساز‌ توسط #منتقدان_ریز_و_درشت #ماهنامه_سینمائی فیلم ،گواهی بود بر این امر که برخی از این‌ #سینما_بنویس_ها بی آنکه حتی فیلم را دیده باشند ( فقط بر اساس اخبار نادرستی که در اختیارشان گذاشته شده بود.) به میدان آمدند که شمشیر را،از رو ببندند و فیلمساز ( صاحب فرهنگ ) را بکوبند و تهیه کننده ( صاحب سرمایه ) را بر برج عاج بنشانند و مزد قلمزنی شان را بگیرند
    پی نوشت : به نقل از ماهنامه ی " سیاه سفید " - شماره ی ششم - تیر هزار و سیصد و نود و هفت خورشیدی- یادداشت کوتاه آقای رضا آشفته ( به انضمام قدری توضیح توسط نگارنده ی این سطور برای کسانی که احتمالا فیلم " وقتی همه خوابیم " را ندیده اند و یا در جریان حمله ی از پیش تعیین شده به فیلم و #هتاکی سازمان یافته به‌ #بهرام_بیضائی توسط برخی از کهنه و نوقلمان #ماهنامه_سینمائی_فیلم نیستند.ناگفته نگذارم که چنین تفکری ( حمله و هتاکی نسبت به فیلم و فیلمساز یادشده ) ریشه در واقعیت دارد و نه در تفکر به اصطلاح #دایی_جان_ناپلئونی .چند سال پیش #امیر_پوریا ( منتقد ) طی گفت و گویی،پرده از توطئه ی سازمان یافته علیه بیضائی،برداشت
    #رضا_علیپور_متعلم - دوم مهر هزار و سیصد و نود و هفت
    #موج_نوی_سینمای_ایران
  • 72 3 24 September, 2018

Latest Instagram Posts

  • .
همراه خاک اره؛ تُف می‌کنم طعم بیدار بودن را
با سرفه‌ام در خواب، حس می‌کنم دردِ نجار بودن را
از نردبان بودن، بسیار غمگینم!
از آسمان بودن، بسیار غمگینم!
تمرین کنم باید؛ دیوار بودن را!

چون فوجِ ماهی‌ها؛ در نفت می‌میرم!
دریای آلوده دارد به آرامی، کم می‌کند از من؛ بسیار بودن را!

وقتی نمی‌میرم؛ هم دردسر سازم!
هم دست و پا گیرم!
اما به هر تقدیر، باید تحمل کرد؛ سربار بودن را!

در سینه‌ام بم‌ها، با کوهی از غم‌ها، پیوسته لرزیدند
پس دفنِ خود کردم؛ همراه آدم‌ها، جان‌دار بودن را

روزی اگر زاغی، روباه را بلعید؛ جای تأسف نیست!
هیهات! اگر روزی، صابون بیاموزد! مکار بودن را!

بیرون تراویده است، از گورِ من، بهرام!
از کوزه‌ام، خیام!
از مستی‌ام؛ حافظ؛ سر مشق می‌گیرد، هوشیار بودن را!

وقتی نمی‌میرم، هم دردسر سازم!
هم دست و پا گیرم!
اما به هر تقدیر، باید تحمل کرد؛ سربار بودن را!
.
پ.ن؛ ۱- ترانه «همراه خاک اره» از حسین صفا - آهنگساز، تنظیم‌کننده و خواننده؛ محسن چاوشی
۲- کم کم می‌توان پی برد که اهمیت محسن چاوشی در چیست. او ریشه‌ای عمیق‌تر از روزگار امروز ما در ما دارد. شاید ریشه‌ای در حد عمق گوشت و پوست و استخوان ما. تاریخی‌ست این حضور و تبلور یافته‌ی امروز است.
۳- نمی‌توانم نگران نباشم برای چنین آرتیست درجه یکی که خلوتش را از دست دهد. از بین رفتن این خلوت، مصادف است با پوچ شدن و پوک شدن تمام آنچه که رشته کرده است و امان از این دنیای مدرن و جذاب امروزی که اساسی می‌تواند خلوت ما را ببلعد! 
خواهش می‌کنم، از خودت هیچوقت بیرون نیا! همه‌ی اهمیتت در انباشت دریافت‌ها و معرفت درون توست. به هیچ قیمتی نفروش این معرفت را، که اگر دادی، دیگر خبری از خاک اره نیست! این قطعه قطعا محصول همان خلوت است و تمام سواد در خود ماندن! بگذار هر چه می‌خواهند بگویند!
@mohsenchavoshi
۴- میان فیلم دیدن‌های جشنواره فجر و واکنش‌ها و نوشته‌های حیرت‌انگیز عده‌ای نسبت به فیلم‌ها، وقتی دیروقت به خانه رسیدم، این قطعه خفت‌گیری کرد؛ گلویم را! واقعا هیهات!
۵- هنر عکس @mana_gharahkhani 
در موزه موسیقی و در انبوهی از هیچ برجا شده به نام موسیقی!
.
#همراه_خاک_ارّه #حسین_صفا #محسن_چاوشی #خلوت #سواد #سربار #نمیمیرم #زاغ #روباه #صابون #کوزه #خیام #ابراهیم #جاندار #دست_و_پا_گیر #جشنواره_فیلم_فجر #موزه_موسیقی #نقد #منتقد_فیلم #سینما #پردیس_ملت #خدایار_قاقانی
  • .
    همراه خاک اره؛ تُف می‌کنم طعم بیدار بودن را
    با سرفه‌ام در خواب، حس می‌کنم دردِ نجار بودن را
    از نردبان بودن، بسیار غمگینم!
    از آسمان بودن، بسیار غمگینم!
    تمرین کنم باید؛ دیوار بودن را!

    چون فوجِ ماهی‌ها؛ در نفت می‌میرم!
    دریای آلوده دارد به آرامی، کم می‌کند از من؛ بسیار بودن را!

    وقتی نمی‌میرم؛ هم دردسر سازم!
    هم دست و پا گیرم!
    اما به هر تقدیر، باید تحمل کرد؛ سربار بودن را!

    در سینه‌ام بم‌ها، با کوهی از غم‌ها، پیوسته لرزیدند
    پس دفنِ خود کردم؛ همراه آدم‌ها، جان‌دار بودن را

    روزی اگر زاغی، روباه را بلعید؛ جای تأسف نیست!
    هیهات! اگر روزی، صابون بیاموزد! مکار بودن را!

    بیرون تراویده است، از گورِ من، بهرام!
    از کوزه‌ام، خیام!
    از مستی‌ام؛ حافظ؛ سر مشق می‌گیرد، هوشیار بودن را!

    وقتی نمی‌میرم، هم دردسر سازم!
    هم دست و پا گیرم!
    اما به هر تقدیر، باید تحمل کرد؛ سربار بودن را!
    .
    پ.ن؛ ۱- ترانه «همراه خاک اره» از حسین صفا - آهنگساز، تنظیم‌کننده و خواننده؛ محسن چاوشی
    ۲- کم کم می‌توان پی برد که اهمیت محسن چاوشی در چیست. او ریشه‌ای عمیق‌تر از روزگار امروز ما در ما دارد. شاید ریشه‌ای در حد عمق گوشت و پوست و استخوان ما. تاریخی‌ست این حضور و تبلور یافته‌ی امروز است.
    ۳- نمی‌توانم نگران نباشم برای چنین آرتیست درجه یکی که خلوتش را از دست دهد. از بین رفتن این خلوت، مصادف است با پوچ شدن و پوک شدن تمام آنچه که رشته کرده است و امان از این دنیای مدرن و جذاب امروزی که اساسی می‌تواند خلوت ما را ببلعد!
    خواهش می‌کنم، از خودت هیچوقت بیرون نیا! همه‌ی اهمیتت در انباشت دریافت‌ها و معرفت درون توست. به هیچ قیمتی نفروش این معرفت را، که اگر دادی، دیگر خبری از خاک اره نیست! این قطعه قطعا محصول همان خلوت است و تمام سواد در خود ماندن! بگذار هر چه می‌خواهند بگویند!
    @mohsenchavoshi
    ۴- میان فیلم دیدن‌های جشنواره فجر و واکنش‌ها و نوشته‌های حیرت‌انگیز عده‌ای نسبت به فیلم‌ها، وقتی دیروقت به خانه رسیدم، این قطعه خفت‌گیری کرد؛ گلویم را! واقعا هیهات!
    ۵- هنر عکس @mana_gharahkhani
    در موزه موسیقی و در انبوهی از هیچ برجا شده به نام موسیقی!
    .
    #همراه_خاک_ار ّه #حسین_صفا #محسن_چاوشی #خلوت #سواد #سربار #نمیمیرم #زاغ #روباه #صابون #کوزه #خیام #ابراهیم #جاندار #دست_و_پا_گیر #جشنواره_فیلم_فجر #موزه_موسیقی #نقد #منتقد_فیلم #سینما #پردیس_ملت #خدایار_قاقانی
  • 143 8 8 February, 2019
  • .
«#شیوه_های_دیدن» برنامه ای بود به تهیه کنندگی و اجرای استاد #آیدین_آغداشلو درباره هنرهای تجسمی که از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ از #تلویزیون_ملی ایران پخش شد.
.
آیدین آغداشلو متولد ۸ آبان ۱۳۱۹
#نقاش،#گرافیست، #نویسنده، #منتقد_فیلم تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
.
#wikipedia
.
@aghdashloo
@tvnostalgia @nostalgia_tv @bookghadimi
#tvnostalgia #nostalgia_tv
.
www.tvnostalgia.ir
  • .
    « #شیوه_های_دیدن » برنامه ای بود به تهیه کنندگی و اجرای استاد #آیدین_آغداشلو درباره هنرهای تجسمی که از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ از #تلویزیون_ملی ایران پخش شد.
    .
    آیدین آغداشلو متولد ۸ آبان ۱۳۱۹
    #نقاش ، #گرافیست ،  #نویسنده ،  #منتقد_فیلم  تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
    .
    #wikipedia
    .
    @aghdashloo
    @tvnostalgia @nostalgia_tv @bookghadimi
    #tvnostalgia #nostalgia_tv
    .
    www.tvnostalgia.ir
  • 352 6 6 February, 2019
  • سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر شاهد اولین تجربه همایون غنی زاده در مقام کارگردانی یک فیلم سینمایی است. همایون غنی زاده که با فعالیت خود در مدیوم تئاتر و با نمایش هایی همچون "می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد"، "کالیگولا"، " ملکه زیبایی لی‌نین"، "در انتظار گودو" و ... خود را به عنوان کارگردانی موفق در خلق کمدی موقعیت و فضای گروتسک معرفی کرده است، اینبار نیز به همان سیاق همیشگی اش سراغ ساخت فیلمی رفته است که تجربه متفاوت در سینمای ایران محسوب می شود. فیلمی با لوکیشن ثابت و البته زوایای دید مختلف و بازیگران محدود. فیلم در تیتراژ اولیه، خود را "داستانی پر از مو" معرفی میکند. موهایی که دیگر صاحبان خود را از دست داده است و رشته هویتی اش از آنها گسسته شده است!

انتخاب اسم فیلم که در جذب مخاطب بسیار تعیین کننده می باشد، در این اثر با هوشمندی گزینش شده است؛ مسخره باز! با مراجعه به لغتنامه فارسی می توان تحلیلی بر این نام داشت که هر چند اختصاری است، ولکین به خوبی توانسته است بر کل اثر تعمیم داشته باشد و متناسب با اقتضاعات صحنه به صحنه های فیلم باشد. واژه مسخره گر به معنای بازیگر نمایش های مسخره گری هست که نمایش هائی را شامل میشوند که بر رویدادهای جزئی بی معنا و پر سر و صدا و مضحک تاکید دارند. ولیکن در اینجا همایون غنی زاده بر پیوند "مسخره" و "گر" که صیغه ی شغل ساز است، جدائی می اندازد و مسخره خاص خود را با "باز" متصل می نماید. کلمه "باز" با معانی متعددی که دارد، جهان شوخ طبعی و هجو فیلم را گسترده تر می کند؛ باز را همزمان می توان اصلاح موی سر یا صورت، جدا کردن چیزی از چیز دیگر، چهرۀ بدون اخم، منهدم کردن، بدون پوشش و گشوده تعبیر کرد که همه این تاویل ها به خودی خود میتوانند در معنا بخشی فیلم موثر واقع شوند.
#نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_سینما #منتقد_فیلم #نقد_سینما #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #فیلم #سینما #سینمای_ایران #مسخره_باز #بازیگر #صابر_ابر #رضا_کیانیان #بابک_حمیدیان #هدیه_تهرانی #همایون_غنی_زاده ( ادامه در کامنت )
  • سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر شاهد اولین تجربه همایون غنی زاده در مقام کارگردانی یک فیلم سینمایی است. همایون غنی زاده که با فعالیت خود در مدیوم تئاتر و با نمایش هایی همچون "می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد"، "کالیگولا"، " ملکه زیبایی لی‌نین"، "در انتظار گودو" و ... خود را به عنوان کارگردانی موفق در خلق کمدی موقعیت و فضای گروتسک معرفی کرده است، اینبار نیز به همان سیاق همیشگی اش سراغ ساخت فیلمی رفته است که تجربه متفاوت در سینمای ایران محسوب می شود. فیلمی با لوکیشن ثابت و البته زوایای دید مختلف و بازیگران محدود. فیلم در تیتراژ اولیه، خود را "داستانی پر از مو" معرفی میکند. موهایی که دیگر صاحبان خود را از دست داده است و رشته هویتی اش از آنها گسسته شده است!

    انتخاب اسم فیلم که در جذب مخاطب بسیار تعیین کننده می باشد، در این اثر با هوشمندی گزینش شده است؛ مسخره باز! با مراجعه به لغتنامه فارسی می توان تحلیلی بر این نام داشت که هر چند اختصاری است، ولکین به خوبی توانسته است بر کل اثر تعمیم داشته باشد و متناسب با اقتضاعات صحنه به صحنه های فیلم باشد. واژه مسخره گر به معنای بازیگر نمایش های مسخره گری هست که نمایش هائی را شامل میشوند که بر رویدادهای جزئی بی معنا و پر سر و صدا و مضحک تاکید دارند. ولیکن در اینجا همایون غنی زاده بر پیوند "مسخره" و "گر" که صیغه ی شغل ساز است، جدائی می اندازد و مسخره خاص خود را با "باز" متصل می نماید. کلمه "باز" با معانی متعددی که دارد، جهان شوخ طبعی و هجو فیلم را گسترده تر می کند؛ باز را همزمان می توان اصلاح موی سر یا صورت، جدا کردن چیزی از چیز دیگر، چهرۀ بدون اخم، منهدم کردن، بدون پوشش و گشوده تعبیر کرد که همه این تاویل ها به خودی خود میتوانند در معنا بخشی فیلم موثر واقع شوند.
    #نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_سینما #منتقد_فیلم #نقد_سینما #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #فیلم #سینما #سینمای_ایران #مسخره_باز #بازیگر #صابر_ابر #رضا_کیانیان #بابک_حمیدیان #هدیه_تهرانی #همایون_غنی_زاده ( ادامه در کامنت )
  • 142 4 6 February, 2019
  • شکوه ایرانی 
مونا زندی حقیقی با وقفه چندین ساله در فیلمسازی ( به دلیل توقیف فیلمنامه ) اینبار با فیلم "بنفشه آفریقایی" در جشنواره سی و هفتم شرکت کرده است. فیلمی که با پرداخت یک داستان واقعی به شکلی جسورانه دست روی یکی از تابوهای جامعه ایران گذاشته است. بطوریکه نمونه شخصیت های این فیلم بیشتر روی پرده سینما مشاهده نشده اند. به احتمال زیاد "بنفشه آفریقایی" در هنگامه اکران عموم انگ بی غیرتی را از بعضی ناموس پرستان را خواهد گرفت، ولی در حقیقت این فیلم بی ادعا شکوه غیرت یک زن ایرانی را به رخ کشانده است.

تصویری که مونا زندی حقیقی از زن در این فیلم به عنوان موضوعیت کانونی نشان داده و کاملا معطوف به یک تجربه زنانه، به اسارات فمینیست گرائی رادیکال در نیامده است. کارگردان نخواسته است که از دیدگاه جنسیتی خود به سود زنان در پیشبرد روایت استفاده نماید. حتی در جائی که می توانست از چرائی و چگونگی ازدواج شکوه ( با بازی فاطمه معتمد آریا ) با فریدون ( با بازی رضا بابک ) در سنین جوانی و اختلاف سنی بالای این دو زوج سابق پرده برداری کند، همانند شکوه بدون هیچ گونه مظلوم نمائی که غالبا باعث شخصیت پردازی تو سری خورده زن در سینما شده است، روزه سکوت گرفت و قاضی گری یک طرفه نکرد.

کارکتر شکوه به گونه ای پرداخت شده است که احساسات او، به شکلی منطقی پذیرفته و باور میشود. او همانقدر که توانمند و وقف شده است، خود نیز نیاز به مراقبت دارد. رنج او تبدیل به کلیشه سازی و تصورات قالبی شناخته شده از زن نمی شود. او نه برای موقعیت فروتر خود در برابر رفتارهای فرزندانش می خواهد بجنگد و نه می خواهد برای ازدواج دختر جوان ( با بازی ندا جبرئیلی ) با پسری که پنج سال از خودش کوچکتر است، به عنوان الگویی مدرن قد علم کند. او همانقدر که خاستگاه همسر فعلی اش را محترم میشمارد، پیامدهای طلاق در زندگی قبلی اش را پذیرفته است.
#نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_سینما #منتقد_فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #روزنامه_آرمان #فاطمه_معتمدآریا #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #صفحه_آخر #سعید_آقاخانی #بنفشه_آفریقایی 
@fatemehmotamedarya ( ادامه در کامنت )#مونا_زندی_حقیقی
  • شکوه ایرانی
    مونا زندی حقیقی با وقفه چندین ساله در فیلمسازی ( به دلیل توقیف فیلمنامه ) اینبار با فیلم "بنفشه آفریقایی" در جشنواره سی و هفتم شرکت کرده است. فیلمی که با پرداخت یک داستان واقعی به شکلی جسورانه دست روی یکی از تابوهای جامعه ایران گذاشته است. بطوریکه نمونه شخصیت های این فیلم بیشتر روی پرده سینما مشاهده نشده اند. به احتمال زیاد "بنفشه آفریقایی" در هنگامه اکران عموم انگ بی غیرتی را از بعضی ناموس پرستان را خواهد گرفت، ولی در حقیقت این فیلم بی ادعا شکوه غیرت یک زن ایرانی را به رخ کشانده است.

    تصویری که مونا زندی حقیقی از زن در این فیلم به عنوان موضوعیت کانونی نشان داده و کاملا معطوف به یک تجربه زنانه، به اسارات فمینیست گرائی رادیکال در نیامده است. کارگردان نخواسته است که از دیدگاه جنسیتی خود به سود زنان در پیشبرد روایت استفاده نماید. حتی در جائی که می توانست از چرائی و چگونگی ازدواج شکوه ( با بازی فاطمه معتمد آریا ) با فریدون ( با بازی رضا بابک ) در سنین جوانی و اختلاف سنی بالای این دو زوج سابق پرده برداری کند، همانند شکوه بدون هیچ گونه مظلوم نمائی که غالبا باعث شخصیت پردازی تو سری خورده زن در سینما شده است، روزه سکوت گرفت و قاضی گری یک طرفه نکرد.

    کارکتر شکوه به گونه ای پرداخت شده است که احساسات او، به شکلی منطقی پذیرفته و باور میشود. او همانقدر که توانمند و وقف شده است، خود نیز نیاز به مراقبت دارد. رنج او تبدیل به کلیشه سازی و تصورات قالبی شناخته شده از زن نمی شود. او نه برای موقعیت فروتر خود در برابر رفتارهای فرزندانش می خواهد بجنگد و نه می خواهد برای ازدواج دختر جوان ( با بازی ندا جبرئیلی ) با پسری که پنج سال از خودش کوچکتر است، به عنوان الگویی مدرن قد علم کند. او همانقدر که خاستگاه همسر فعلی اش را محترم میشمارد، پیامدهای طلاق در زندگی قبلی اش را پذیرفته است.
    #نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_سینما #منتقد_فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #روزنامه_آرمان #فاطمه_معتمدآریا #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #صفحه_آخر #سعید_آقاخانی #بنفشه_آفریقایی
    @fatemehmotamedarya ( ادامه در کامنت ) #مونا_زندی_حقیقی
  • 169 8 5 February, 2019
  • پس افتگی

فریدون جیرانی باز هم با یکی دیگر از کارکترهای مشرقی دنیای فیلم هایش، راهی جشنواره سی و هفتم فیلم فجر شده است. فیلم "آشفته گی" که حتی املا متفاوت این کلمه نشان از آشفته بودن شرایط حاکم بر فضا و احوالات فیلم دارد. فیلم آشفته گی شباهت های بسیاری به آثار قبلی کارگردان به لحاظ محتوائی و ساختاری دارد؛ آثاری همچون خفه گی، سالاد فصل، پارک وی، قصه پریا و ...! فیلم هائی که به دلیل ناهمخوانی های در روند دراماتیک قصه همگی دچار آشفتگی شده بودند و به نوعی قل های دیگر آشفته گی هستند!

فریدون جیران علاقه فراوانی به بازنمایی سوژه جرم در فیلم هایش دارد. در نتیجه خروجی این دلبستگی، فیلم های نسبتا اجتماعی میشوند که تلاش می کنند فارغ از گرفتن رنگ و بوی پلیسی، کارگاهی و احتمالا درام دادگاهی به خود، ژانر نوآر گردند. از اینکه جیرانی در ژانر مطبوع خودش، بعضی موارد را به صورت مفروضات مولفانه خود و پیش فرض به تماشاگر ارائه میدهد، نمی توان به سادگی گذشت. چرا که روایت بیشتر از آنکه به سمت آسیب اجتماعی و امر نابهنجار رود، خود دچار لغزش های پیش پا افتاده در نگارش فیلمنامه میگرد. فیلمنامه ای که خود مبتلا به بیماری های روانی متعددی است نمی تواند، با فرمول ترکیبی همیشگی عشق و جنایت چیزی را بیافریند که مقبولیت منطقی و عقلانی داشته باشد. در "آشفتگی" گویا فیلمنامه با اختلالات فراموشی و هذیانی و یادگیری ایی که دارد، بدیهی ترین موارد جامعه شناسی پیرامونی خود را رعایت نمیکند؛ پدیده وجود اثر انگشت منحصر به فرد برای هر انسانی، انجام آزمایش DNA برای تشخیص نسبت خانوادگی، ثبت تاریخ خروج از کشور، تمایز امضاء بین دو فرد و مهمتر از همه غیر قابل استفاده بودن ماشینی که مقدما با سقوط در ته دره آتش گرفته!

#نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_سینما #منتقد_فیلم #فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #مهنازافشار #بهرام_رادان #آشفته_گی #آشفتگی #روزنامه_آرمان #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #صفحه_آخر #فریدون_جیرانی ( ادامه در کامنت )
  • پس افتگی

    فریدون جیرانی باز هم با یکی دیگر از کارکترهای مشرقی دنیای فیلم هایش، راهی جشنواره سی و هفتم فیلم فجر شده است. فیلم "آشفته گی" که حتی املا متفاوت این کلمه نشان از آشفته بودن شرایط حاکم بر فضا و احوالات فیلم دارد. فیلم آشفته گی شباهت های بسیاری به آثار قبلی کارگردان به لحاظ محتوائی و ساختاری دارد؛ آثاری همچون خفه گی، سالاد فصل، پارک وی، قصه پریا و ...! فیلم هائی که به دلیل ناهمخوانی های در روند دراماتیک قصه همگی دچار آشفتگی شده بودند و به نوعی قل های دیگر آشفته گی هستند!

    فریدون جیران علاقه فراوانی به بازنمایی سوژه جرم در فیلم هایش دارد. در نتیجه خروجی این دلبستگی، فیلم های نسبتا اجتماعی میشوند که تلاش می کنند فارغ از گرفتن رنگ و بوی پلیسی، کارگاهی و احتمالا درام دادگاهی به خود، ژانر نوآر گردند. از اینکه جیرانی در ژانر مطبوع خودش، بعضی موارد را به صورت مفروضات مولفانه خود و پیش فرض به تماشاگر ارائه میدهد، نمی توان به سادگی گذشت. چرا که روایت بیشتر از آنکه به سمت آسیب اجتماعی و امر نابهنجار رود، خود دچار لغزش های پیش پا افتاده در نگارش فیلمنامه میگرد. فیلمنامه ای که خود مبتلا به بیماری های روانی متعددی است نمی تواند، با فرمول ترکیبی همیشگی عشق و جنایت چیزی را بیافریند که مقبولیت منطقی و عقلانی داشته باشد. در "آشفتگی" گویا فیلمنامه با اختلالات فراموشی و هذیانی و یادگیری ایی که دارد، بدیهی ترین موارد جامعه شناسی پیرامونی خود را رعایت نمیکند؛ پدیده وجود اثر انگشت منحصر به فرد برای هر انسانی، انجام آزمایش DNA برای تشخیص نسبت خانوادگی، ثبت تاریخ خروج از کشور، تمایز امضاء بین دو فرد و مهمتر از همه غیر قابل استفاده بودن ماشینی که مقدما با سقوط در ته دره آتش گرفته!

    #نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_سینما #منتقد_فیلم #فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #مهنازافشار #بهرام_رادان #آشفته_گی #آشفتگی #روزنامه_آرمان #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #صفحه_آخر #فریدون_جیرانی ( ادامه در کامنت )
  • 156 16 4 February, 2019
  • ناگهان یکباره 
صفی یزدانیان در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم "ناگهان درخت" اعلام حضور کرده است. فیلمی که می خواهد همراستا با عاشقانه قبلی این کاگردان، یعنی فیلم "در دنیای تو ساعت چند است؟" باشد، ولیکن "ناگهان درخت" به شبه عاشقانه ای می ماند که در این گرته برداری مبدل به یک تقلای نافرجام شده است. زوایای پنهان عشق در فیلم "در دنیای تو ساعت چند است؟" که تماشاگر برای مکاشفه هر سکانس آن با دل و جان صبوری میکرد، در فیلم فعلی صفی یزدانیان تبدیل به قایم باشکی حوصله سر بر شده است.
در ناگهان درخت، کارگردان مجددا با پرسوناژ فرهاد ( با بازی پیمان معادی ) سفری به زمانه همکلاسی های سابق و نوستالژی های وقت دارد. فیلمنامه و فیلم در مقطع شروع خود هرچقدر تلاش می کنند که با ترفند جزئیات پردازی در تخیل کودکانه فرهاد مخاطب را همساز خود کنند، بیشتر خود را از کلیت فیلم دور میکنند. کارکتر "سوزان" ناگهان درخت که تداعی گر نقش "گلی" در دنیای تو ساعت چند است؟ می باشد، بدون هیچ دلیلی موجهی به یکباره عذرش خواسته می شود! او باید در ظاهر فدای اندیشه سیال فرهاد و در واقع گام گذاشتن مولف به محدوده های فراتر از داستان میشد که فرهاد را عاشق پیشه تر، بی عرضه تر و مستغرق در تجربه نرسیدن های متعدد معرفی نماید. رد و بدل کردن دیالوگ های عاشقانه در این سکانس ها که در حد همان دیالوگ شنیدنی باقی می مانند و با همراهی موسیقی فیلم که بسان تجربه قبلی نمی تواند نقطه قوت اثر شمرده شود، هیچ کمکی به پیشبرد قصه ندارند. اما درام این فیلم را باید در کجا جست؟
#نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #فیلم #ناگهان_درخت #روزنامه_آرمان #مهناز_افشار #پیمان_معادی #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #صفحه_آخر
( ادامه در کامنت )
  • ناگهان یکباره
    صفی یزدانیان در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم "ناگهان درخت" اعلام حضور کرده است. فیلمی که می خواهد همراستا با عاشقانه قبلی این کاگردان، یعنی فیلم "در دنیای تو ساعت چند است؟" باشد، ولیکن "ناگهان درخت" به شبه عاشقانه ای می ماند که در این گرته برداری مبدل به یک تقلای نافرجام شده است. زوایای پنهان عشق در فیلم "در دنیای تو ساعت چند است؟" که تماشاگر برای مکاشفه هر سکانس آن با دل و جان صبوری میکرد، در فیلم فعلی صفی یزدانیان تبدیل به قایم باشکی حوصله سر بر شده است.
    در ناگهان درخت، کارگردان مجددا با پرسوناژ فرهاد ( با بازی پیمان معادی ) سفری به زمانه همکلاسی های سابق و نوستالژی های وقت دارد. فیلمنامه و فیلم در مقطع شروع خود هرچقدر تلاش می کنند که با ترفند جزئیات پردازی در تخیل کودکانه فرهاد مخاطب را همساز خود کنند، بیشتر خود را از کلیت فیلم دور میکنند. کارکتر "سوزان" ناگهان درخت که تداعی گر نقش "گلی" در دنیای تو ساعت چند است؟ می باشد، بدون هیچ دلیلی موجهی به یکباره عذرش خواسته می شود! او باید در ظاهر فدای اندیشه سیال فرهاد و در واقع گام گذاشتن مولف به محدوده های فراتر از داستان میشد که فرهاد را عاشق پیشه تر، بی عرضه تر و مستغرق در تجربه نرسیدن های متعدد معرفی نماید. رد و بدل کردن دیالوگ های عاشقانه در این سکانس ها که در حد همان دیالوگ شنیدنی باقی می مانند و با همراهی موسیقی فیلم که بسان تجربه قبلی نمی تواند نقطه قوت اثر شمرده شود، هیچ کمکی به پیشبرد قصه ندارند. اما درام این فیلم را باید در کجا جست؟
    #نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #فیلم #ناگهان_درخت #روزنامه_آرمان #مهناز_افشار #پیمان_معادی #سی_و_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #صفحه_آخر
    ( ادامه در کامنت )
  • 151 9 3 February, 2019
  • علیرضا رئیسیان کارگردان فیلم های دوران عاشقی و چهل سالگی،  در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم "مردی بدون سایه" حضور دارد. فیلمی که نگاه همراه با خطا در مساله خیانت "دوران عاشقی" را حفظ و اثر اقتباسی بودن چهل سالگی را اینبار با الهام از "زن پارسا" عطار نیشابوری، در دستور کار خود قرار داده است. در خلاصه این فیلم آمده است؛ "ماهان کوشیار درگیر ساخت فیلمی درباره قتل‌های زنجیره ای است که زندگی خود را تحت تاثیر قرار می دهد". شاید این داستان تک خطی که شامل واژه قتل های زنجیره ای نیز شده است، ذهن هر مخاطبی را دچار وسوسه کند، ولکین این موجز گوئی به نوعی دیگر وفای به عهد کرده است، قتلی که قتل نیست، و زنجیری که از قبل پاره شده است!

فیلم مردی بدون سایه بر خلاف "زن پارسا" عطار نیشابوری نه زاویه دید روایت مشخصی دارد، نه شخصیت پردازی قوام یافته ای و نه درون مایه داستانی نظام یافته ای. سازشکاری مولف با شیوه روایت فیلم خاص خود و عدم رعایت صحیح چیدمان داستانی به نحوی است که گویی برای درختی خواسته است مدام شاخ و برگ پدید آورد. شاخ و برگ هایی که پیشتر هرس شده اند و مهمتر از همه این درخت خیلی وقت است که ریشه اش خشکیده است. فیلمساز می خواهد مدام برای مساله فیلم دلیل تراشی کند، ولی اینگونه به نظر می رسد که مسیر فیلم به وادی بهانه تراشی می رود. اگر مبنای مساله فیلم را بر "عواقب قضاوت و ریختن آبروی انسانی" قرار دهیم، آیا مخاطب در این فرایند قصه گویی شلخته فیلم به این مقصد می رسد؟ آیا شور اصلی فیلم به تماشاگر خوارانده می شود یا در انتها او را با ملغمه ای از خرده داستان های بی سرانجام به حال خود رها میکند؟
#نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #سی_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #روزنامه_آرمان #علی_مصفا #لیلا_حاتمی #مردی_بدون_سایه #صفحه_آخر #امیر_آقایی ( ادامه در کامنت )
  • علیرضا رئیسیان کارگردان فیلم های دوران عاشقی و چهل سالگی، در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم "مردی بدون سایه" حضور دارد. فیلمی که نگاه همراه با خطا در مساله خیانت "دوران عاشقی" را حفظ و اثر اقتباسی بودن چهل سالگی را اینبار با الهام از "زن پارسا" عطار نیشابوری، در دستور کار خود قرار داده است. در خلاصه این فیلم آمده است؛ "ماهان کوشیار درگیر ساخت فیلمی درباره قتل‌های زنجیره ای است که زندگی خود را تحت تاثیر قرار می دهد". شاید این داستان تک خطی که شامل واژه قتل های زنجیره ای نیز شده است، ذهن هر مخاطبی را دچار وسوسه کند، ولکین این موجز گوئی به نوعی دیگر وفای به عهد کرده است، قتلی که قتل نیست، و زنجیری که از قبل پاره شده است!

    فیلم مردی بدون سایه بر خلاف "زن پارسا" عطار نیشابوری نه زاویه دید روایت مشخصی دارد، نه شخصیت پردازی قوام یافته ای و نه درون مایه داستانی نظام یافته ای. سازشکاری مولف با شیوه روایت فیلم خاص خود و عدم رعایت صحیح چیدمان داستانی به نحوی است که گویی برای درختی خواسته است مدام شاخ و برگ پدید آورد. شاخ و برگ هایی که پیشتر هرس شده اند و مهمتر از همه این درخت خیلی وقت است که ریشه اش خشکیده است. فیلمساز می خواهد مدام برای مساله فیلم دلیل تراشی کند، ولی اینگونه به نظر می رسد که مسیر فیلم به وادی بهانه تراشی می رود. اگر مبنای مساله فیلم را بر "عواقب قضاوت و ریختن آبروی انسانی" قرار دهیم، آیا مخاطب در این فرایند قصه گویی شلخته فیلم به این مقصد می رسد؟ آیا شور اصلی فیلم به تماشاگر خوارانده می شود یا در انتها او را با ملغمه ای از خرده داستان های بی سرانجام به حال خود رها میکند؟
    #نقد #نقد_فیلم #منتقد #منتقد_فیلم #سینما #سینمای_ایران #بازیگر #سی_هفتمین_جشنواره_فیلم_فجر #روزنامه_آرمان #علی_مصفا #لیلا_حاتمی #مردی_بدون_سایه #صفحه_آخر #امیر_آقایی ( ادامه در کامنت )
  • 173 11 2 February, 2019
  • منولا دارگیس و ای.او اسکات دو منتقد ارشد روزنامه نیویورک تایمز هستند و از آنجا که این روزنامه به نوعی روزنامه ملی آمریکا بشمار می رود انتخاب های آنها نیز اهمیت خاصی دارند. اسکات مدتی نیز که راجر ایبرت بیمار بود جایگزین او در برنامه نقد فیلمش شد. دارگیس نیز از منتقدان سرشناس آمریکاست  که 4 بار نامزد جایزه پولیتزر منتقدان شده و قبلا در لس آنجلس تایمز بعنوان منتقد مشهور شد و توانست به تحریریه روزنامه نیویورک تایمز راه پیدا کند. سال گذشته هم برخلاف اکثر منتقدان که
 Get Out -Lady Bird -Call me By Your Name و Shape of water 
را به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب کردند، اسکات و دارگیس به ترتیب ، "پروژه فلوریدا" و "دانکرک" را به عنوان بهترین فیلم های سال انتخاب کردند که بنظر من هم این دو فیلم به مراتب فیلم های بهتری نسبت به آن 4 فیلم هستند.

#منتقدان_آمریکایی
#منتقد_فیلم
#نقد_فیلم
#نیویورک_تایمز
#منتقدآمریکایی
  • منولا دارگیس و ای.او اسکات دو منتقد ارشد روزنامه نیویورک تایمز هستند و از آنجا که این روزنامه به نوعی روزنامه ملی آمریکا بشمار می رود انتخاب های آنها نیز اهمیت خاصی دارند. اسکات مدتی نیز که راجر ایبرت بیمار بود جایگزین او در برنامه نقد فیلمش شد. دارگیس نیز از منتقدان سرشناس آمریکاست که 4 بار نامزد جایزه پولیتزر منتقدان شده و قبلا در لس آنجلس تایمز بعنوان منتقد مشهور شد و توانست به تحریریه روزنامه نیویورک تایمز راه پیدا کند. سال گذشته هم برخلاف اکثر منتقدان که
    Get Out -Lady Bird -Call me By Your Name و Shape of water
    را به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب کردند، اسکات و دارگیس به ترتیب ، "پروژه فلوریدا" و "دانکرک" را به عنوان بهترین فیلم های سال انتخاب کردند که بنظر من هم این دو فیلم به مراتب فیلم های بهتری نسبت به آن 4 فیلم هستند.

    #منتقدان_آمریکایی
    #منتقد_فیلم
    #نقد_فیلم
    #نیویورک_تایمز
    #منتقدآمریکایی
  • 277 16 16 January, 2019
  • .
ای تکیه‌گاه خستگی‌هام!
خون رگهام! ای پناه تن تنهام!
چه غریبه‌ان بی تو دستام!
ای اسم تو مثل زلاله؛ چشمه جاری!
باغ شعرم از تو پر گل؛ ای که میراث بهاری!
بمون با شکوهی که داری!

من و تو، سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه!
تو وقتی با منی، حس می‌کنم؛ مردن دروغه!

ای قفس!
ای قفس؛ با پرنده همنفس!
نمی خوام پر بگیرم!
کاش تو دستات بمیرم!

شعر من قصه‌ی درده
غربت تلخ یه مرده
بی تنت اینجا برام خیلی سرده!
خیلی سرده!

من و تو سایه‌هامون دور ار این شهر شلوغه
تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

ای لحظه‌ی پرواز آخر؛ تا رهایی!
چه صدایی!
تو که مثل بغض گریه، بی صدایی!
ای با تنت، تن پوش  ابرا؛ روی شبنم
ای برای من زخمی با تو بودن مثل مرهم
میدونی من اینجا، غریبه‌ام؟!
.
من و تو سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه
تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

بمون ای تا همیشه موندنی؛ ای فصل تازه!
بذار عشقت برام دنیای تازه‌ای بسازه!
.
پ.ن؛ ۱- ترانه «هم‌پرواز» از فریدون علیخانی - آهنگساز؛ محمد شمس - تنظیم‌کننده؛ واروژان - خواننده؛ شاهرخ
۲- امروز تولد کسی‌ست که اگر در هر سرزمین دیگری بود، او را به هر شکل و شمایلی ستایش‌اش می‌کردند؛ برای خلق تمام زیبایی‌ها و تمام مراقبت‌ها و نگاه‌بانی‌هایی که با «معرفت» و «عرفان» عمیق درونی‌اش داشته است. او چنان این مسیر را با «اعتقاد» و «ایمان» پیش آمده که تاریخ هم در برابرش محترمانه بوده است. مصداق آن هم ماجرای یافتن و نوشتن و فیلم ساختن از «فریدون گله» است، که قبل از آن کسی درباره اش حرف نمی‌زد و امروز «کندو» بهترین فیلم نظرسنجی منتقدان!
«رضا درستکار» یگانه است و ورود این دردانه به زمین، اول به من و ما و بعد خودش مبارک!
۳- در دهمین سال هجرت فریدون گله، مقاله‌ای نوشت درباره او، با این تیتر «احمق‌ها ستایشت نمی‌کنند» و دوست دارم در مقام شاگردی مکتب «معرفت» او، سر خم کنم و به مناسبت میلادش؛ دستش را ببوسم و بنویسم؛ «احمق‌ها، ستایشت نمی‌کنند!»
@reza_dorostkar

۴- تصاویر بالا از کتاب‌ها و فیلم‌های او، گوشه‌ی اندکی از دریای «مهربانی» او به این جهان است.
۵- درباره این قطعه بار دیگر خواهم نوشت؛ اما آن را تقدیم به «رضا درستکار» می کنم که همیشه برای من «آقای درستکار» بوده و  آرزوی سلامتی و سلامتی و سلامتی و هر آنچه که خوبیست، برایش دارم؛ که البته خداوند خوبی‌ها را تمام و کمال به او بخشیده!
.
#رضا_درستکار 
#نویسنده #منتقد_فیلم #مستندساز 
#فریدون_گله #فریدون_گله_کجاست #حاجی_گولیت #اکبر_جوجه #دستم_پاست #مجید_مجیدی #بهمن_فرمان_آرا #در_قلمرو_دیدار #در_قلمرو_گفتار
  • .
    ای تکیه‌گاه خستگی‌هام!
    خون رگهام! ای پناه تن تنهام!
    چه غریبه‌ان بی تو دستام!
    ای اسم تو مثل زلاله؛ چشمه جاری!
    باغ شعرم از تو پر گل؛ ای که میراث بهاری!
    بمون با شکوهی که داری!

    من و تو، سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه!
    تو وقتی با منی، حس می‌کنم؛ مردن دروغه!

    ای قفس!
    ای قفس؛ با پرنده همنفس!
    نمی خوام پر بگیرم!
    کاش تو دستات بمیرم!

    شعر من قصه‌ی درده
    غربت تلخ یه مرده
    بی تنت اینجا برام خیلی سرده!
    خیلی سرده!

    من و تو سایه‌هامون دور ار این شهر شلوغه
    تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

    ای لحظه‌ی پرواز آخر؛ تا رهایی!
    چه صدایی!
    تو که مثل بغض گریه، بی صدایی!
    ای با تنت، تن پوش  ابرا؛ روی شبنم
    ای برای من زخمی با تو بودن مثل مرهم
    میدونی من اینجا، غریبه‌ام؟!
    .
    من و تو سایه‌هامون دور از این شهر شلوغه
    تو وقتی با منی، حس میکنم؛ مردن دروغه!

    بمون ای تا همیشه موندنی؛ ای فصل تازه!
    بذار عشقت برام دنیای تازه‌ای بسازه!
    .
    پ.ن؛ ۱- ترانه «هم‌پرواز» از فریدون علیخانی - آهنگساز؛ محمد شمس - تنظیم‌کننده؛ واروژان - خواننده؛ شاهرخ
    ۲- امروز تولد کسی‌ست که اگر در هر سرزمین دیگری بود، او را به هر شکل و شمایلی ستایش‌اش می‌کردند؛ برای خلق تمام زیبایی‌ها و تمام مراقبت‌ها و نگاه‌بانی‌هایی که با «معرفت» و «عرفان» عمیق درونی‌اش داشته است. او چنان این مسیر را با «اعتقاد» و «ایمان» پیش آمده که تاریخ هم در برابرش محترمانه بوده است. مصداق آن هم ماجرای یافتن و نوشتن و فیلم ساختن از «فریدون گله» است، که قبل از آن کسی درباره اش حرف نمی‌زد و امروز «کندو» بهترین فیلم نظرسنجی منتقدان!
    «رضا درستکار» یگانه است و ورود این دردانه به زمین، اول به من و ما و بعد خودش مبارک!
    ۳- در دهمین سال هجرت فریدون گله، مقاله‌ای نوشت درباره او، با این تیتر «احمق‌ها ستایشت نمی‌کنند» و دوست دارم در مقام شاگردی مکتب «معرفت» او، سر خم کنم و به مناسبت میلادش؛ دستش را ببوسم و بنویسم؛ «احمق‌ها، ستایشت نمی‌کنند!»
    @reza_dorostkar

    ۴- تصاویر بالا از کتاب‌ها و فیلم‌های او، گوشه‌ی اندکی از دریای «مهربانی» او به این جهان است.
    ۵- درباره این قطعه بار دیگر خواهم نوشت؛ اما آن را تقدیم به «رضا درستکار» می کنم که همیشه برای من «آقای درستکار» بوده و آرزوی سلامتی و سلامتی و سلامتی و هر آنچه که خوبیست، برایش دارم؛ که البته خداوند خوبی‌ها را تمام و کمال به او بخشیده!
    .
    #رضا_درستکار
    #نویسنده #منتقد_فیلم #مستندساز
    #فریدون_گله #فریدون_گله_کجاست #حاجی_گولیت #اکبر_جوجه #دستم_پاست #مجید_مجیدی #بهمن_فرمان_آرا #در_قلمرو_دیدار #در_قلمرو_گفتار
  • 145 17 2 January, 2019
  • .
گشت و گذار با پرویزخان دوایی در پراگ...
دیروز تولد استاد نازنین ما پرویز خان دوایی بود به همین خاطر می‌خواهم آلبوم خاطراتم را ورق بزنم و لحظات شیرینی را که طی ده روز، در کنار این چهرهٔ دوست‌داشتنی، شیرین و نازنین داشته‌ام برایتان نقل کنم و تولدش را تبریک بگویم... جای همه شما خالی اگر دلتان می‌خواهد معنی سفر بیادماندنی را تجربه کنید باید همراه با او گشتی در این شهر جادویی و زیبا بزنید. او شما را با خودش به کتابخانه مرکزی شهر با معماری عجیب و چیدمان عجیب‌تر کتاب‌هایش می‌برد. شما محو تماشا هستید و او چیزهایی می‌نویسد. تلفنی به همسر چکی‌اش می‌زند. بعد شما را به‌کافه‌ای می‌برد، کیک و قهوه  سفارش می‌دهد و درحین این که غرق لذت مصاحبت با او هستید، اشاره می کند که کت‌تان را که روی دستهٔ صندلی آویزان کرده اید، بردارید و مراقب جوان مشکوکی که تازه وارد کافه شده باشید چون با دو سوت جیب‌تان خالی شده! می‌گوئید راستی برویم صرافی تا کمی پول تبدیل کنید. شما را به باصرفه ترین جا می‌برد و اشاره می‌کند به ارز فروش‌های دوره‌گردی که شبیه پیاده روی استانبول خودما دور و بر مغازه‌های صرافی پلاسند. می‌گوید: ”اینها با کلک پول بیشتری به شما می‌دهند اما چون شما پول این کشور را نمی‌شناسید، بخشی از پول ها، بلغاری است و ارزشی ندارد!“
بعد می‌بردتان به چند کریستال فروشی تا سوغاتی مناسب بخرید.
حالا پشت در خانه فرانتس کافکا هستیم. من زنگ می‌زنم. آقای دوایی می‌گوید: "باز نمی کند!" می‌پرسم:
"چرا..!؟" با لبخند همیشگی اش می‌گوید: ”الان بیش از نود سال از مرگ او گذشته، چون در اواخر عمر سل گرفته بود و از همه دوری می‌کرد."
می گویم گویا از بس شیر پاستوریزه نشده خورده بود!
می‌گوید: "کافکا آدم افسرده‌ای بود، میگرن داشت، بی‌خواب بود، یبوستِ حاد داشت و صورتش پراز جوش بود. شیر غیر پاستوریزه  می‌خورد که خوب شود، اما سل گرفت و چون نمی‌توانست چیزی بخورد، از گرسنگی مرد!“.
#سینما#فیلم#ماهنامه#مجله#ماهنامه_فیلم
#مجله_فیلم #عباس_یاری #پرویز_دوایی #نویسنده#منتقد_فیلم#پراگ
#cinema#film#filmmagazine#
#abbasyarifilm
  • .
    گشت و گذار با پرویزخان دوایی در پراگ...
    دیروز تولد استاد نازنین ما پرویز خان دوایی بود به همین خاطر می‌خواهم آلبوم خاطراتم را ورق بزنم و لحظات شیرینی را که طی ده روز، در کنار این چهرهٔ دوست‌داشتنی، شیرین و نازنین داشته‌ام برایتان نقل کنم و تولدش را تبریک بگویم... جای همه شما خالی اگر دلتان می‌خواهد معنی سفر بیادماندنی را تجربه کنید باید همراه با او گشتی در این شهر جادویی و زیبا بزنید. او شما را با خودش به کتابخانه مرکزی شهر با معماری عجیب و چیدمان عجیب‌تر کتاب‌هایش می‌برد. شما محو تماشا هستید و او چیزهایی می‌نویسد. تلفنی به همسر چکی‌اش می‌زند. بعد شما را به‌کافه‌ای می‌برد، کیک و قهوه  سفارش می‌دهد و درحین این که غرق لذت مصاحبت با او هستید، اشاره می کند که کت‌تان را که روی دستهٔ صندلی آویزان کرده اید، بردارید و مراقب جوان مشکوکی که تازه وارد کافه شده باشید چون با دو سوت جیب‌تان خالی شده! می‌گوئید راستی برویم صرافی تا کمی پول تبدیل کنید. شما را به باصرفه ترین جا می‌برد و اشاره می‌کند به ارز فروش‌های دوره‌گردی که شبیه پیاده روی استانبول خودما دور و بر مغازه‌های صرافی پلاسند. می‌گوید: ”اینها با کلک پول بیشتری به شما می‌دهند اما چون شما پول این کشور را نمی‌شناسید، بخشی از پول ها، بلغاری است و ارزشی ندارد!“
    بعد می‌بردتان به چند کریستال فروشی تا سوغاتی مناسب بخرید.
    حالا پشت در خانه فرانتس کافکا هستیم. من زنگ می‌زنم. آقای دوایی می‌گوید: "باز نمی کند!" می‌پرسم:
    "چرا..!؟" با لبخند همیشگی اش می‌گوید: ”الان بیش از نود سال از مرگ او گذشته، چون در اواخر عمر سل گرفته بود و از همه دوری می‌کرد."
    می گویم گویا از بس شیر پاستوریزه نشده خورده بود!
    می‌گوید: "کافکا آدم افسرده‌ای بود، میگرن داشت، بی‌خواب بود، یبوستِ حاد داشت و صورتش پراز جوش بود. شیر غیر پاستوریزه  می‌خورد که خوب شود، اما سل گرفت و چون نمی‌توانست چیزی بخورد، از گرسنگی مرد!“.
    #سینما #فیلم #ماهنامه #مجله #ماهنامه_فیلم
    #مجله_فیلم #عباس_یاری #پرویز_دوایی #نویسنده #منتقد_فیلم #پراگ
    #cinema #film #filmmagazine #
    #abbasyarifilm
  • 1,372 85 19 December, 2018
  • آیدین آغداشلو
نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم و تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی
تاریخ تولد: 1319/8/8
محل تولد: رشت
آیدین آغداشلو (زاده ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
زندگی:
آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف) و ناهید نخجوان، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرای شهر رشت به دنیا آمد. پدرش از مهاجران قفقازی و عضو حزب مساوات قفقاز بود و خاندان وی نیز نام خانوادگی خود را از نام شهر کوچک آغداش گرفته‌اند. مادرش نوه بهمن میرزا پسر عباس میرزا بود. پدر آغداشلو با دیدن استعداد وی در نقاشی او را برای نخستین بار پیش حبیب محمدی، نقاش اهل رشت و معلم نقاشی، برد. پس از چندی، آغداشلو به همراه مادرش به تهران رفتند و در آنجا در کلاس‌های نقاشی موسیو بازیل نام نوشت . در شانزده سالگی به کار و فراگیری طراحی گرافیک در مؤسسه تبلیغاتی «آشنا» با حقوق ماهی سیصد تومان پرداخت و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد.
آغداشلو در ۱۹ سالگی پس از شرکت در کنکور به دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران رفت؛ اما در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل بازماند. چندی پس از آن نخستین نقد هنریش را در مجله اندیشه و هنر – به سردبیری ناصر وثوقی – منتشر کرد. او همچنین با نام مستعار «فرامرز خبیری» به نقد شعر شاعران معاصری چون احمدرضا احمدی، احمد شاملو، اخوان ثالث، و محمدعلی سپانلو پرداخت.
ادامه متن درکامنت. 
#نقاش #گرافیست #نویسنده #منتقد_فیلم #تصویرگر #آیدین_آغداشلو
  • آیدین آغداشلو
    نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم و تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی
    تاریخ تولد: 1319/8/8
    محل تولد: رشت
    آیدین آغداشلو (زاده ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، گرافیست، نویسنده، منتقد فیلم تصویرگر کتاب‌های درسی ایران، مجلات، و مؤسسه‌های خصوصی است. او همچنین مدتی مدیر امور فرهنگی و هنری «دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی» و از کارکنان موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است، که نخستین آن در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان ۱۳۹۳ در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده است.
    زندگی:
    آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف) و ناهید نخجوان، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرای شهر رشت به دنیا آمد. پدرش از مهاجران قفقازی و عضو حزب مساوات قفقاز بود و خاندان وی نیز نام خانوادگی خود را از نام شهر کوچک آغداش گرفته‌اند. مادرش نوه بهمن میرزا پسر عباس میرزا بود. پدر آغداشلو با دیدن استعداد وی در نقاشی او را برای نخستین بار پیش حبیب محمدی، نقاش اهل رشت و معلم نقاشی، برد. پس از چندی، آغداشلو به همراه مادرش به تهران رفتند و در آنجا در کلاس‌های نقاشی موسیو بازیل نام نوشت . در شانزده سالگی به کار و فراگیری طراحی گرافیک در مؤسسه تبلیغاتی «آشنا» با حقوق ماهی سیصد تومان پرداخت و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد.
    آغداشلو در ۱۹ سالگی پس از شرکت در کنکور به دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران رفت؛ اما در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل بازماند. چندی پس از آن نخستین نقد هنریش را در مجله اندیشه و هنر – به سردبیری ناصر وثوقی – منتشر کرد. او همچنین با نام مستعار «فرامرز خبیری» به نقد شعر شاعران معاصری چون احمدرضا احمدی، احمد شاملو، اخوان ثالث، و محمدعلی سپانلو پرداخت.
    ادامه متن درکامنت.
    #نقاش #گرافیست #نویسنده #منتقد_فیلم #تصویرگر #آیدین_آغداشلو
  • 38 16 7 December, 2018
  • منبع روزنامه #هفت_صبح روز پنج‌شنبه  تاریخ ۱۵ آذر ماه ۹۷

در باب منتقدین سینمایی

سلاطین سینمای کاغذی ✍#حمید_رستمی

بخش اول:  ۱-در #فیلم_تاریخ_دنیا ساخته #مل_بروکس هجویه ساز بزرگ سینما، صحنه ای ست در مورد انسان های نخستین غارنشین که در دیوار غار و بر روی سنگ ها نقش و نگار بی ربط می کشند و گوینده نریشن اشاره می کند که: "و بدینسان هنر نقاشی اختراع شد!" و بلافاصله مردی می آید و نگاهی کوتاه به آن نگاره‌ها کرده و در ادامه بر روی آنها کار بی ادبی می کند و می رود. گوینده نریشن ادامه می‌دهد : "و همزمان با آن اولین منتقد نیز به وجود آمد!" این اشاره طنز آمیز و تا حد بسیار زیادی بدبینانه نسبت به واژه #منتقد_فیلم در طول تاریخ بین سینماگران شایع بوده و کمتر کارگردانی با منتقد جماعت رابطه مسالمت آمیزی داشته و حتی برخی پا را فراتر از قواعد اجتماعی مرسوم گذاشته و علناً در مقابلشان جبهه گرفته اند: " در پشت هر منتقد یک فیلم ساز شکست خورده پنهان شده است!" ولی خب این گزاره زیاد از حد پرخاشجویانه است و در همین سینمای ایران مثال های نقض بسیاری داشته و بودند کارگردانانی که از نقدنویسی شروع کرده و بعدها در سینمای ایران تبدیل به کارگردانان درجه اول شده اند. از #فریدون_جیرانی و #سیامک_شایقی و #کیومرث_پور_احمد بگیرید تا #احمد_امینی و #پرویز_نوری که در کنار بازیگری در #فیلم_طهران_تهران ساخته #داریوش_مهرجویی، پنجاه شصت سال پیش فیلم هایی همچون "رشید" ، "سه جوانمرد" و "حکیم باشی" را ساخته است.
۲- کسی مثل مرحوم #ایرج_کریمی هر چقدر در نقد نویسی عمیق و با سواد جلوه می کرد فیلمهای درخشانی هم برای مخاطبان ساخت تا سالهای سال بعد افسوس بخورند که این کارگردان چرا تعداد فیلمهایش بیشتر نبوده و چرا این قدر دیر شروع به کارگردانی کرده . فیلمهایی همچون " از کنار هم می گذریم " ، " باغ های کندلوس " و " چند تار مو " فیلمهای بشدت خاصی هستند که فقط از ذهن زیبایی چون کریمی می توان انتظار ساخت اش را داشت.  ذهنی که هنوز آلوده مناسبات خاص سینمای گیشه یی و حتی جشنواره یی نشده است‌. بقیه در کامنت ها

@houshang.golmakani
  • منبع روزنامه #هفت_صبح روز پنج‌شنبه تاریخ ۱۵ آذر ماه ۹۷

    در باب منتقدین سینمایی

    سلاطین سینمای کاغذی ✍ #حمید_رستمی

    بخش اول: ۱-در #فیلم_تاریخ_دنیا ساخته #مل_بروکس هجویه ساز بزرگ سینما، صحنه ای ست در مورد انسان های نخستین غارنشین که در دیوار غار و بر روی سنگ ها نقش و نگار بی ربط می کشند و گوینده نریشن اشاره می کند که: "و بدینسان هنر نقاشی اختراع شد!" و بلافاصله مردی می آید و نگاهی کوتاه به آن نگاره‌ها کرده و در ادامه بر روی آنها کار بی ادبی می کند و می رود. گوینده نریشن ادامه می‌دهد : "و همزمان با آن اولین منتقد نیز به وجود آمد!" این اشاره طنز آمیز و تا حد بسیار زیادی بدبینانه نسبت به واژه #منتقد_فیلم در طول تاریخ بین سینماگران شایع بوده و کمتر کارگردانی با منتقد جماعت رابطه مسالمت آمیزی داشته و حتی برخی پا را فراتر از قواعد اجتماعی مرسوم گذاشته و علناً در مقابلشان جبهه گرفته اند: " در پشت هر منتقد یک فیلم ساز شکست خورده پنهان شده است!" ولی خب این گزاره زیاد از حد پرخاشجویانه است و در همین سینمای ایران مثال های نقض بسیاری داشته و بودند کارگردانانی که از نقدنویسی شروع کرده و بعدها در سینمای ایران تبدیل به کارگردانان درجه اول شده اند. از #فریدون_جیرانی و #سیامک_شایقی و #کیومرث_پور_احمد بگیرید تا #احمد_امینی و #پرویز_نوری که در کنار بازیگری در #فیلم_طهران_تهران ساخته #داریوش_مهرجویی ، پنجاه شصت سال پیش فیلم هایی همچون "رشید" ، "سه جوانمرد" و "حکیم باشی" را ساخته است.
    ۲- کسی مثل مرحوم #ایرج_کریمی هر چقدر در نقد نویسی عمیق و با سواد جلوه می کرد فیلمهای درخشانی هم برای مخاطبان ساخت تا سالهای سال بعد افسوس بخورند که این کارگردان چرا تعداد فیلمهایش بیشتر نبوده و چرا این قدر دیر شروع به کارگردانی کرده . فیلمهایی همچون " از کنار هم می گذریم " ، " باغ های کندلوس " و " چند تار مو " فیلمهای بشدت خاصی هستند که فقط از ذهن زیبایی چون کریمی می توان انتظار ساخت اش را داشت. ذهنی که هنوز آلوده مناسبات خاص سینمای گیشه یی و حتی جشنواره یی نشده است‌. بقیه در کامنت ها

    @houshang.golmakani
  • 158 8 6 December, 2018
  • #digitalpainting#digitalart#animation#artwork#artworks#cartoon#animation_director#illustration#shortfilm
A scence of my short film, Chair
#انیمیشن#کاریکاتور#کارتون#هنر#فیلم#تحلیل_فیلم#منتقد_سینما#کارگردان_انیمیشن#منتقد_فیلم#انیمیشن_کوتاه#انیمیشن_طنز#انیمیشن_ایران
جان!!! چه ماچی از کله تاس اش می کنه. فکر کنم کچله من باشم. من این صحنه رو دوست دارم. کلاً صحنه بوسیدم آدم ها دیدنیه!  این فریم صحنه ای از انیمیشن کوتاه صندلی است که برای مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساختم. خدا رحم کرد بخاطر این صحنه انگ همجسنگرایی بهم نچسبوندند. خدایش تو مرکز با آدمای با معرفتی روبرو شدم. خدا کنه تیم انیمیشن مرکز تو ساختار غلط فرهنگی حل نشن. الهی امین!! خاطرم هست سال هایی که در مراکز دولتی و مثلاً فرهنگی رفت و آمد داشتم مدیرانش چه در سطح مدیریت و چه تحصیلات ارشد تشریف داشتن به لباسهای ارزان بنده گیر دادند که چرا آستین کوتاه می پوشی، ممکنه موهای پشمالو شما ایجاد خطر کنه یا اینکه شلوار جین شما زیپ اش مورد داره! خانوم های که اونجا کار می کردن جای خود داشتن. متاسفانه این نگاه هنوز در رسانه مثلاً ملی حاکمه. این که پخش صحنه های مربوط به عشق، محبت و بوسه بد آموزی داره، اما پخش صحنه های اکشن، نزاع ها، خشونت آمیز واخبار اون اشکال نداره ناشی از چه تفکریه، احتمالاً پاسخش تو آستین تحلیل گرهاست. من فقط می دونم رویه رسانه فعلی کشور باز خورد منفی تو جامعه داشته.
  • #digitalpainting #digitalart #animation #artwork #artworks #cartoon #animation_director #illustration #shortfilm
    A scence of my short film, Chair
    #انیمیشن #کاریکاتور #کارتون #هنر #فیلم #تحلیل_فیلم #منتقد_سینما #کارگردان_انیمیشن #منتقد_فیلم #انیمیشن_کوتاه #انیمیشن_طنز #انیمیشن_ایران
    جان!!! چه ماچی از کله تاس اش می کنه. فکر کنم کچله من باشم. من این صحنه رو دوست دارم. کلاً صحنه بوسیدم آدم ها دیدنیه! این فریم صحنه ای از انیمیشن کوتاه صندلی است که برای مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساختم. خدا رحم کرد بخاطر این صحنه انگ همجسنگرایی بهم نچسبوندند. خدایش تو مرکز با آدمای با معرفتی روبرو شدم. خدا کنه تیم انیمیشن مرکز تو ساختار غلط فرهنگی حل نشن. الهی امین!! خاطرم هست سال هایی که در مراکز دولتی و مثلاً فرهنگی رفت و آمد داشتم مدیرانش چه در سطح مدیریت و چه تحصیلات ارشد تشریف داشتن به لباسهای ارزان بنده گیر دادند که چرا آستین کوتاه می پوشی، ممکنه موهای پشمالو شما ایجاد خطر کنه یا اینکه شلوار جین شما زیپ اش مورد داره! خانوم های که اونجا کار می کردن جای خود داشتن. متاسفانه این نگاه هنوز در رسانه مثلاً ملی حاکمه. این که پخش صحنه های مربوط به عشق، محبت و بوسه بد آموزی داره، اما پخش صحنه های اکشن، نزاع ها، خشونت آمیز واخبار اون اشکال نداره ناشی از چه تفکریه، احتمالاً پاسخش تو آستین تحلیل گرهاست. من فقط می دونم رویه رسانه فعلی کشور باز خورد منفی تو جامعه داشته.
  • 43 9 4 December, 2018
  • .
#نقد
#درباره_فیلم‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
.
سرسام (وحید حسینی نامی)
شهربازی (کاوه مظاهری)
گوش سیاه (بهزاد آزادی)
سینساید (عطا مجابی)
شرعی (داریوش شهبازی)
.
نویسنده: #حسین_عبدی‌زاده
.
یادداشت زیر را حسین عیدی‌زاده (منتقد سینما و مترجم) برای نشریه روزانه جشنواره ۳۵ فیلم کوتاه تهران درباره پنج فیلم حاضر در بخش مسابقه نوشته که پیش از این نیز در سایت شخصی او منتشر شده است. 
سرسام به کارگردانی وحید حسینی نامی
«کل به جزء» وحید حسینی نامی یک فیلم تجربی با المان‌هایی از سینمای تئو آنجلوپولوس بود. تصویری بود روایتگریز از پایان یک دیکتاتوری. فیلمی بود تاویل‌پذیر با فرامتنی که راه می‌داد برای برداشت‌های سمبلیک و ارجاع به تاریخ معاصر منطقه. بافت بصری قدرتمندی داشت آنگونه که برخی نماهایش تا مدت‌ها در ذهن می‌ماند. اشاره‌اش به دنیای رسانه پا را از اشاره‌های سردستی و باسمه‌ای فراتر می‌گذاشت و نگاهی انتقادی و جدی به آن ارائه می‌کرد. حاشیه صوتی فیلم چیزی کم از تصاویرش نداشت. همگی اینها باعث شد «کل به جزء» یکی از دلپذیرترین تجربه‌های سینمای تجربی چند سال اخیر باشد برایم. فیلمساز حالا در «سرسام» تجربه‌گرایی محض را کنار گذاشته و روایتی مبهم و مرموز از موقعیتی جرج اورولی را ساخته. این بار خبری از تجربه‌ی انتزاعی «کل به جزء» نیست، بیشتر با روایتی روبرو هستیم نمادین از حاشیه دنیای دیکتاتوری و سرکوبگر...
.
#24_frames .
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #جشنواره_۳۵_بین‌المللی_فیلم_کوتاه_تهران #گوش_سیاه#شهربازی# #شرعی#سرسام#سینساید
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review#Tehran_35th_International_short_film_festival #short_film_review #shortfilm#black_eared#amusementpark#Eligible#delirium#Sinecide
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #درباره_فیلم ‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
    .
    سرسام (وحید حسینی نامی)
    شهربازی (کاوه مظاهری)
    گوش سیاه (بهزاد آزادی)
    سینساید (عطا مجابی)
    شرعی (داریوش شهبازی)
    .
    نویسنده: #حسین_عبدی ‌زاده
    .
    یادداشت زیر را حسین عیدی‌زاده (منتقد سینما و مترجم) برای نشریه روزانه جشنواره ۳۵ فیلم کوتاه تهران درباره پنج فیلم حاضر در بخش مسابقه نوشته که پیش از این نیز در سایت شخصی او منتشر شده است.
    سرسام به کارگردانی وحید حسینی نامی
    «کل به جزء» وحید حسینی نامی یک فیلم تجربی با المان‌هایی از سینمای تئو آنجلوپولوس بود. تصویری بود روایتگریز از پایان یک دیکتاتوری. فیلمی بود تاویل‌پذیر با فرامتنی که راه می‌داد برای برداشت‌های سمبلیک و ارجاع به تاریخ معاصر منطقه. بافت بصری قدرتمندی داشت آنگونه که برخی نماهایش تا مدت‌ها در ذهن می‌ماند. اشاره‌اش به دنیای رسانه پا را از اشاره‌های سردستی و باسمه‌ای فراتر می‌گذاشت و نگاهی انتقادی و جدی به آن ارائه می‌کرد. حاشیه صوتی فیلم چیزی کم از تصاویرش نداشت. همگی اینها باعث شد «کل به جزء» یکی از دلپذیرترین تجربه‌های سینمای تجربی چند سال اخیر باشد برایم. فیلمساز حالا در «سرسام» تجربه‌گرایی محض را کنار گذاشته و روایتی مبهم و مرموز از موقعیتی جرج اورولی را ساخته. این بار خبری از تجربه‌ی انتزاعی «کل به جزء» نیست، بیشتر با روایتی روبرو هستیم نمادین از حاشیه دنیای دیکتاتوری و سرکوبگر...
    .
    #24_frames .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #جشنواره_۳۵_بین ‌المللی_فیلم_کوتاه_تهران #گوش_سیاه #شهربازی # #شرعی #سرسام #سینساید
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #Tehran_35th_International_short_film_festival #short_film_review #shortfilm #black_eared #amusementpark #Eligible #delirium #Sinecide
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 48 0 15 November, 2018
  • .
#نقد
#درباره_فیلم‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
.
《دزدانه: مهران امیری حسینی》
"هنر در نهایت سادگی"
.
نویسنده: #علی_فیضی
.

این روزها تماشای یک فیلم کوتاه که عنصر مازادی نداشته باشد و ناگفته‌ها­یش نیز از سر کم کاری و بی‌دقتی سازنده اش نباشد، در حال تبدیل شدن به یک رویاست. در این چند سالی که تعداد سازندگان فیلم کوتاه از تماشاگرانش بیشتر شده، به قدری در ایده‌های پر زرق و برق و ویژگی‌های فنی گران قیمت فیلم‌ها غرق شده‌ایم؛ که زمانی که با یک فیلم کم خرج، بی‌تکلف و البته موثر مواجه می‌شویم دوست داریم دو دستی آن را بچسبیم و به هر کسی که می‌رسیم پیشنهادش بدهیم.

فیلم دزدانه ساخته مهران امیری حسینی، اثری کمدی و موقعیت محور است که تمامی عناصر دراماتیکش در یک هارمونی درست و دوست داشتنی کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. ساختن فیلمی از جنس فیلم های ساده و بدون ادعایی که در اکثر اوقات هم زیر سایه اسامی بزرگ و تبلیغات سرسام آور دیگر فیلم­‌ها برجسته نمی­‌شوند، به شهامت زیادی نیاز داشت که خوشبختانه کارگردان دزدانه آن را از خودش نشان داده است...
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #دزدانه #مهران_امیری_حسینی
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#Stealthy#Mehran_Amiri_Hoseini
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #درباره_فیلم ‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
    .
    《دزدانه: مهران امیری حسینی》
    "هنر در نهایت سادگی"
    .
    نویسنده: #علی_فیضی
    .

    این روزها تماشای یک فیلم کوتاه که عنصر مازادی نداشته باشد و ناگفته‌ها­یش نیز از سر کم کاری و بی‌دقتی سازنده اش نباشد، در حال تبدیل شدن به یک رویاست. در این چند سالی که تعداد سازندگان فیلم کوتاه از تماشاگرانش بیشتر شده، به قدری در ایده‌های پر زرق و برق و ویژگی‌های فنی گران قیمت فیلم‌ها غرق شده‌ایم؛ که زمانی که با یک فیلم کم خرج، بی‌تکلف و البته موثر مواجه می‌شویم دوست داریم دو دستی آن را بچسبیم و به هر کسی که می‌رسیم پیشنهادش بدهیم.

    فیلم دزدانه ساخته مهران امیری حسینی، اثری کمدی و موقعیت محور است که تمامی عناصر دراماتیکش در یک هارمونی درست و دوست داشتنی کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. ساختن فیلمی از جنس فیلم های ساده و بدون ادعایی که در اکثر اوقات هم زیر سایه اسامی بزرگ و تبلیغات سرسام آور دیگر فیلم­‌ها برجسته نمی­‌شوند، به شهامت زیادی نیاز داشت که خوشبختانه کارگردان دزدانه آن را از خودش نشان داده است...
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #دزدانه #مهران_امیری_حسینی
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #Stealthy #Mehran_Amiri_Hoseini
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 27 1 12 November, 2018
  • .
#نقد
#درباره_فیلم‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
.
درباره فیلم‌های نقش (فرنوش صمدی)، شهربازی (کاوه مظاهری)، ماچ سینمایی (کریم لک‌زاده) و جشن (بهنام عابدی) که در سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمده‌اند.
.
نویسنده: #مهرشاد_گلکاریان
.
نقش (فرنوش صمدی) (۱ از ۴)

فیلم نقش ساخته‌ی فرنوش صمدی، کارگردانِ زنِ مهم شده‌یِ فیلم کوتاهِ ایران، بسیار مایوس کننده است. اگر مخاطب حرفه‌ای و باهوش سینما هستید و دوست ندارید به راحتی و با مراجعه به کلیشه‌هایی که در ذهن دارید، دست فیلمنامه نویس را خوانده و تا انتهای فیلم بروید. اگر از نماد پردازی‌های نخ نمایِ دمِ دستی بدتان می‌آید و آنقدر فمنیست نیستید که با دیدن کلیشه‌ی بسیار بسیار تکرار شده‌یِ زنی مستاصل که در چنگال شوهری احمق گرفتار است و شوهر با توی سر زدن مسئولیت‌های مادرانه نسبت به فرزندشان یا به تعبیری سوءاستفاده از برتری جنسیتی مردها در عرف مملکت ما (که سال‌هاست دیگر واقعاً محلی از اعراب ندارد) نمی‌گذارد بازیگر شود، اشک به چشمانتان نمی‌آید. اگر مشاهده‌ی نگاهِ زن به کبوتری سفید و پاک! که مانند او پشت شیشه‌ای گیر کرده و برای رهایی پر‌پر می‌زند، به جای متاثر ساختن، شما را به خنده می‌اندازد...
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #نقش #فرنوش_صمدی #شهربازی#کاوه_مظاهری#ماچ_سینمایی#کریم_لک‌زاده#جشن#بهنام_عابدی
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#Role #Amusement_Park#theatrical_kiss #Ceremony_Night
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #درباره_فیلم ‌های_جشنواره_۳۵_کوتاه_تهران
    .
    درباره فیلم‌های نقش (فرنوش صمدی)، شهربازی (کاوه مظاهری)، ماچ سینمایی (کریم لک‌زاده) و جشن (بهنام عابدی) که در سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمده‌اند.
    .
    نویسنده: #مهرشاد_گلکاریان
    .
    نقش (فرنوش صمدی) (۱ از ۴)

    فیلم نقش ساخته‌ی فرنوش صمدی، کارگردانِ زنِ مهم شده‌یِ فیلم کوتاهِ ایران، بسیار مایوس کننده است. اگر مخاطب حرفه‌ای و باهوش سینما هستید و دوست ندارید به راحتی و با مراجعه به کلیشه‌هایی که در ذهن دارید، دست فیلمنامه نویس را خوانده و تا انتهای فیلم بروید. اگر از نماد پردازی‌های نخ نمایِ دمِ دستی بدتان می‌آید و آنقدر فمنیست نیستید که با دیدن کلیشه‌ی بسیار بسیار تکرار شده‌یِ زنی مستاصل که در چنگال شوهری احمق گرفتار است و شوهر با توی سر زدن مسئولیت‌های مادرانه نسبت به فرزندشان یا به تعبیری سوءاستفاده از برتری جنسیتی مردها در عرف مملکت ما (که سال‌هاست دیگر واقعاً محلی از اعراب ندارد) نمی‌گذارد بازیگر شود، اشک به چشمانتان نمی‌آید. اگر مشاهده‌ی نگاهِ زن به کبوتری سفید و پاک! که مانند او پشت شیشه‌ای گیر کرده و برای رهایی پر‌پر می‌زند، به جای متاثر ساختن، شما را به خنده می‌اندازد...
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #نقش #فرنوش_صمدی #شهربازی #کاوه_مظاهری #ماچ_سینمایی #کریم_لک ‌زاده #جشن #بهنام_عابدی
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #Role #Amusement_Park #theatrical_kiss #Ceremony_Night
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 55 3 11 November, 2018
  • .
#نقد
#نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
.
"تناوب (علی خوشدونی فراهانی) / سکوت تحمیل شده"
.
نویسنده: #علی‌اکبر_رنجبر
.
 نگو، نشان بده! این شاید آشناترین اصلی است که همگان در خصوص به تصویر کشیدن هر متنی در مدیوم سینما به آن معتقدند. اما این اعتقاد از کجا ناشی می شود و چرا ما اساسا سینما را هنری متکی بر تصویر قلمداد می کنیم؟ اتکای سینما به زبان تصویر چیزی است که سر منشاءاش را می توان در اولین روزهای ابداع این هنر تازه جستجو کرد. عدم وجود صدا در بازه زمانی حدودا ۳۰ ساله ای سینما را در دوره ای تحت عنوان سینمای صامت به پیش می برد. سینمایی که هر چند تاکیدش بر تصویر است اما از همان ابتدا به محدودیت آن در به تصویر کشیدن همه جنبه های گوناگون درام پی می برد و به ناچار به میان نویس متکی می شود. با ناطق شدن سینما در اواخر دهه ۱۹۲۰، تغیراتی اساسی در ساختار فرمیک این هنر به وجود می آید. ساکن شدن دوربین به دلیل محدودیت های فنی در اوایل این دوران، سیالیتی که فیلم های صامت اواخر این دوران در طی چندین سال به آن دست یافته بودند را تا حدودی زیادی مختل می کند، و از آن مهمتر اتکای به دیالوگ متاثر از هنرهایی ریشه دار همچون تئاتر، سینما را به چیزی شبیه تئاتر توی قوطی تبدیل می کند. سرهای سخن گو بزرگترین تضاد با ذات این هنر که به تصویر کشیدن رویدادهای گوناگون است را رقم می زند و روز به روز توجه به گفته هایی از قبیل نگو، نشان بده از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار می شود...
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #تناوب #علی_خوشدونی_فراهانی
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#periodicity#Ali_khoshdooni
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
    .
    "تناوب (علی خوشدونی فراهانی) / سکوت تحمیل شده"
    .
    نویسنده: #علی ‌اکبر_رنجبر
    .
     نگو، نشان بده! این شاید آشناترین اصلی است که همگان در خصوص به تصویر کشیدن هر متنی در مدیوم سینما به آن معتقدند. اما این اعتقاد از کجا ناشی می شود و چرا ما اساسا سینما را هنری متکی بر تصویر قلمداد می کنیم؟ اتکای سینما به زبان تصویر چیزی است که سر منشاءاش را می توان در اولین روزهای ابداع این هنر تازه جستجو کرد. عدم وجود صدا در بازه زمانی حدودا ۳۰ ساله ای سینما را در دوره ای تحت عنوان سینمای صامت به پیش می برد. سینمایی که هر چند تاکیدش بر تصویر است اما از همان ابتدا به محدودیت آن در به تصویر کشیدن همه جنبه های گوناگون درام پی می برد و به ناچار به میان نویس متکی می شود. با ناطق شدن سینما در اواخر دهه ۱۹۲۰، تغیراتی اساسی در ساختار فرمیک این هنر به وجود می آید. ساکن شدن دوربین به دلیل محدودیت های فنی در اوایل این دوران، سیالیتی که فیلم های صامت اواخر این دوران در طی چندین سال به آن دست یافته بودند را تا حدودی زیادی مختل می کند، و از آن مهمتر اتکای به دیالوگ متاثر از هنرهایی ریشه دار همچون تئاتر، سینما را به چیزی شبیه تئاتر توی قوطی تبدیل می کند. سرهای سخن گو بزرگترین تضاد با ذات این هنر که به تصویر کشیدن رویدادهای گوناگون است را رقم می زند و روز به روز توجه به گفته هایی از قبیل نگو، نشان بده از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار می شود...
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #تناوب #علی_خوشدونی_فراهانی
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #periodicity #Ali_khoshdooni
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 52 2 17 October, 2018
  • .
#نقد
#نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
.
"مارلون (درناز حاجی‌ها) / فرار از بن‌بست"
.
نویسنده: #علی‌اکبر_رنجبر
.
 مارلون را می توان یکی از بهترین نمونه هایی دانست که در آن وحدت عناصر روایی و سبکی در نهایت به ایجاد فرمی تاثیرگذار منجر می شود. روایت در مارلون هیچ پیچیدگی خاصی ندارد و اتفاقا از یکی از آشناترین داستان های موجود استفاده می‌کند: پسربچه ای که بر خلاف میل شخصی و درونیش محکوم به پذیرش چیزی از جانب والدینش شده است. قصه ای آشنا که علاوه بر آشنا بودن می تواند ارتباط نزدیکی با تجارب واقعی بسیاری از اشخاص برقرار کند. جبر مطرح شده در مارلون مهمترین عاملی است که با محدود کردن دایره اختیارات فرد، او را به سمت چیزی که هیچ تناسبی با علایق درونیش ندارد سوق می دهد. امری که در مراحل گوناگونِ رشد هر فرد می تواند باعث و بانی تاثیرات مختلفی باشد...
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #مارلون#درناز_حاجیها
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#marlon#dornaz_hajiha
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
    .
    "مارلون (درناز حاجی‌ها) / فرار از بن‌بست"
    .
    نویسنده: #علی ‌اکبر_رنجبر
    .
     مارلون را می توان یکی از بهترین نمونه هایی دانست که در آن وحدت عناصر روایی و سبکی در نهایت به ایجاد فرمی تاثیرگذار منجر می شود. روایت در مارلون هیچ پیچیدگی خاصی ندارد و اتفاقا از یکی از آشناترین داستان های موجود استفاده می‌کند: پسربچه ای که بر خلاف میل شخصی و درونیش محکوم به پذیرش چیزی از جانب والدینش شده است. قصه ای آشنا که علاوه بر آشنا بودن می تواند ارتباط نزدیکی با تجارب واقعی بسیاری از اشخاص برقرار کند. جبر مطرح شده در مارلون مهمترین عاملی است که با محدود کردن دایره اختیارات فرد، او را به سمت چیزی که هیچ تناسبی با علایق درونیش ندارد سوق می دهد. امری که در مراحل گوناگونِ رشد هر فرد می تواند باعث و بانی تاثیرات مختلفی باشد...
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #مارلون #درناز_حاجیها
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #marlon #dornaz_hajiha
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 45 0 13 October, 2018
  • .
#نقد
#نقد_فیلم_کوتاه
.
نقد فیلم کوتاه “بیرون” اثر ویلیام نیکلسون، همراه با لینک تماشای فیلم
.
نویسنده: #علی‌_فیضی
.
در ابتدا،با همان داستانِ همیشگی تنازع بقا طرف هستیم. شخصیت بی سرپناهی را می‌بینیم که حتی پتوی کثیفش را هم با دقت تمام زیر یک قطعه سنگ پنهان می‌کند. این پتو سرپناه زن در حاشیه شهر کیپ تاون است و حق دارد که از خانه و کاشانه خود تا این حد مراقبت کنددر ابتدا،با همان داستانِ همیشگی تنازع بقا طرف هستیم. شخصیت بی سرپناهی را می‌بینیم که حتی پتوی کثیفش را هم با دقت تمام زیر یک قطعه سنگ پنهان می‌کند. این پتو سرپناه زن در حاشیه شهر کیپ تاون است و حق دارد که از خانه و کاشانه خود تا این حد مراقبت کند. فیلم بیرون را شاید در نگاه نخست، فیلمی تکراری و با حرف‌هایی گفته شده بدانید اما واقعیت این است که با تدقیق در این اثر مطمئنا به نکات عمیق‌تری پی خواهید برد که لذت تماشای این فیلم کوتاه را دو چندان خواهد کرد....
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #بیرون#فیلم_کوتاه_بیرون #ویلیام_نیکلسون 
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#theoutside#williamnicholson#buitenkant #eggfilms#arcadecontent
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #نقد_فیلم_کوتاه
    .
    نقد فیلم کوتاه “بیرون” اثر ویلیام نیکلسون، همراه با لینک تماشای فیلم
    .
    نویسنده: #علی ‌_فیضی
    .
    در ابتدا،با همان داستانِ همیشگی تنازع بقا طرف هستیم. شخصیت بی سرپناهی را می‌بینیم که حتی پتوی کثیفش را هم با دقت تمام زیر یک قطعه سنگ پنهان می‌کند. این پتو سرپناه زن در حاشیه شهر کیپ تاون است و حق دارد که از خانه و کاشانه خود تا این حد مراقبت کنددر ابتدا،با همان داستانِ همیشگی تنازع بقا طرف هستیم. شخصیت بی سرپناهی را می‌بینیم که حتی پتوی کثیفش را هم با دقت تمام زیر یک قطعه سنگ پنهان می‌کند. این پتو سرپناه زن در حاشیه شهر کیپ تاون است و حق دارد که از خانه و کاشانه خود تا این حد مراقبت کند. فیلم بیرون را شاید در نگاه نخست، فیلمی تکراری و با حرف‌هایی گفته شده بدانید اما واقعیت این است که با تدقیق در این اثر مطمئنا به نکات عمیق‌تری پی خواهید برد که لذت تماشای این فیلم کوتاه را دو چندان خواهد کرد....
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #بیرون #فیلم_کوتاه_بیرون #ویلیام_نیکلسون
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #theoutside #williamnicholson #buitenkant #eggfilms #arcadecontent
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 37 2 4 October, 2018
  • .
#نقد
#نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
.
 سایه فیل (آرمان خوانساریان)  محدوده دیگری
.
نویسنده: #علی‌اکبر_رنجبر
.
تلاش برای ایفای نقش به جای دیگری، شاید بزرگترین میراثی باشد که آرمان خوانساریان از استاد کیارستمی به ارث برده است. امری که در کارنامه استاد با کلوزآپ آغاز می­گردد. فیلمی که در آن حسین سبزیان خود را به عنوان محسن مخملباف معرفی می­کند. تلاش تاثیرگذار سبزیان برای تجربه احساس دیگری بودن، باعث خلق یکی از متفاوت ترین آثار استاد کیارستمی گردیده است. چیزی که در اثری همچون جان مالکوویچ بودن (اسپایک جونز – ۱۹۹۹) هم دیده می­شود. البته در این فیلم، جای تلاش مستند گونه کیارستمی برای روایت فیلمش که در ساده‌­ترین شکل ممکن به وقوع می­پیوندد را شیوه روایتِ تا حدود زیادی پیچیده و فانتزی گونه می­گیرد. امری که به دلیل روایت ذهنی فیلم به جای روایت کاملا عینی کلوزآپ، کاملا منطقی به شمار می­رود...
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #سایه_فیل#آرمان_خوانساریان
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#elephantshadow #Arman_khansarian
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
    .
     سایه فیل (آرمان خوانساریان) محدوده دیگری
    .
    نویسنده: #علی ‌اکبر_رنجبر
    .
    تلاش برای ایفای نقش به جای دیگری، شاید بزرگترین میراثی باشد که آرمان خوانساریان از استاد کیارستمی به ارث برده است. امری که در کارنامه استاد با کلوزآپ آغاز می­گردد. فیلمی که در آن حسین سبزیان خود را به عنوان محسن مخملباف معرفی می­کند. تلاش تاثیرگذار سبزیان برای تجربه احساس دیگری بودن، باعث خلق یکی از متفاوت ترین آثار استاد کیارستمی گردیده است. چیزی که در اثری همچون جان مالکوویچ بودن (اسپایک جونز – ۱۹۹۹) هم دیده می­شود. البته در این فیلم، جای تلاش مستند گونه کیارستمی برای روایت فیلمش که در ساده‌­ترین شکل ممکن به وقوع می­پیوندد را شیوه روایتِ تا حدود زیادی پیچیده و فانتزی گونه می­گیرد. امری که به دلیل روایت ذهنی فیلم به جای روایت کاملا عینی کلوزآپ، کاملا منطقی به شمار می­رود...
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #سایه_فیل #آرمان_خوانساریان
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #elephantshadow #Arman_khansarian
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 46 1 1 October, 2018
  • .
#نقد
#نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
.
 سکوت (فرنوش صمدی و علی عسگری) / انفعال غیردراماتیک
.
نویسنده: #علی‌اکبر_رنجبر
.
مهاجرت یکی از مهمترین معضلات جهان امروز به شمار می­رود که در آن افراد با پشت سر گذاشتن بسیاری از تعلقاتشان و به امید داشتن زندگی و رفاهی بهتر، به کشوری دیگر می­روند. در سال­های اخیر فیلم­های کوتاه و بلند بسیاری با پرداخت به این موضوع سعی کرده­‌اند هر کدام به جنبه‌­هایی از این پدیده بپردازند که فیلم کوتاه سکوت از جمله یکی از آنها است. نوشتن در مورد فیلمی همچون سکوت، کار چندان ساده‌­ای نیست. درست همان گونه که شنیدن خبر بیماریِ سخت مادر، توسط دخترکی نوجوان رویدادی سخت به شمار می­رود که کم و کیفش می­تواند بسیار درگیر کننده باشد. اما آیا در فیلم سکوت، فرنوش صمدی و علی عسگری در رسیدن به تاثیرگذاری مد نظرشان موفق بوده‌اند؟ آیا از وقتی که گره اصلی داستان با اعلام خبر بیماری مادر به دختر نوجوانش مطرح می­شود، تا زمانی که هر دوی آنها روی نیمکت بیمارستان همدیگر را در آغوش می­گیرند و فیلم به پایان می­رسد، انتظاری که از تعلیق به وجود آمده می­رود، برآورده می­شود یا نه؟ اصلا آیا فیلم چیزی فراتر از لاگ لاین تک خطی­‌اش است؟ و از همه مهمتر در مقام قیاس با آثاری شبیه خودش، که خط داستانی ساده‌­ای دارند، در چه جایگاهی قرار می­گیرد؟

قبل از پرداختن به سوالات بالا شاید بد نباشد که به دلیلِ سخت بودنِ فرایند نوشتن در مورد فیلم­‌هایی همچون سکوت اشاره­ای کنم. فیلم­هایی به شدت موفق در جشنواره­‌های ریز و درشت بین المللی که در نگاه اول تنها آدم را محکوم به پذیرش و حتی خود سانسوری می‌کنند که نکند یک وقت ارائه­ نگاهی نقدانه نسبت به فیلمی که تاکنون توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است، به نوعی بی­‌هنری و یا حتی حسادت نقادانه تعبیر شود. بزرگترین مزیت اکران فیلم­های کوتاه برای مخاطبان جدی سینما آن است که با دیدن چند باره­ آن‌ها می­توانند نگاهی بی‌طرفانه‌­تر به کم و کیف آثار گوناگون داشته باشند و از این طریق به شکل‌گیری فرایند نقد فیلم کوتاه که تا قبل از این به دلیل عدم اکران عمومی چندان محلی از اعراب نداشت، کمک بسیاری کنند....
.
#24_frames
.
#نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #سکوت #فرنوش_صمدی #علی_عسگری 
#cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm#thesilence#farnooshsamadi#aliasgari
.
برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
.
《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • .
    #نقد
    #نقد_فیلمهای_کوتاه_اکران_تابستان
    .
    سکوت (فرنوش صمدی و علی عسگری) / انفعال غیردراماتیک
    .
    نویسنده: #علی ‌اکبر_رنجبر
    .
    مهاجرت یکی از مهمترین معضلات جهان امروز به شمار می­رود که در آن افراد با پشت سر گذاشتن بسیاری از تعلقاتشان و به امید داشتن زندگی و رفاهی بهتر، به کشوری دیگر می­روند. در سال­های اخیر فیلم­های کوتاه و بلند بسیاری با پرداخت به این موضوع سعی کرده­‌اند هر کدام به جنبه‌­هایی از این پدیده بپردازند که فیلم کوتاه سکوت از جمله یکی از آنها است. نوشتن در مورد فیلمی همچون سکوت، کار چندان ساده‌­ای نیست. درست همان گونه که شنیدن خبر بیماریِ سخت مادر، توسط دخترکی نوجوان رویدادی سخت به شمار می­رود که کم و کیفش می­تواند بسیار درگیر کننده باشد. اما آیا در فیلم سکوت، فرنوش صمدی و علی عسگری در رسیدن به تاثیرگذاری مد نظرشان موفق بوده‌اند؟ آیا از وقتی که گره اصلی داستان با اعلام خبر بیماری مادر به دختر نوجوانش مطرح می­شود، تا زمانی که هر دوی آنها روی نیمکت بیمارستان همدیگر را در آغوش می­گیرند و فیلم به پایان می­رسد، انتظاری که از تعلیق به وجود آمده می­رود، برآورده می­شود یا نه؟ اصلا آیا فیلم چیزی فراتر از لاگ لاین تک خطی­‌اش است؟ و از همه مهمتر در مقام قیاس با آثاری شبیه خودش، که خط داستانی ساده‌­ای دارند، در چه جایگاهی قرار می­گیرد؟

    قبل از پرداختن به سوالات بالا شاید بد نباشد که به دلیلِ سخت بودنِ فرایند نوشتن در مورد فیلم­‌هایی همچون سکوت اشاره­ای کنم. فیلم­هایی به شدت موفق در جشنواره­‌های ریز و درشت بین المللی که در نگاه اول تنها آدم را محکوم به پذیرش و حتی خود سانسوری می‌کنند که نکند یک وقت ارائه­ نگاهی نقدانه نسبت به فیلمی که تاکنون توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است، به نوعی بی­‌هنری و یا حتی حسادت نقادانه تعبیر شود. بزرگترین مزیت اکران فیلم­های کوتاه برای مخاطبان جدی سینما آن است که با دیدن چند باره­ آن‌ها می­توانند نگاهی بی‌طرفانه‌­تر به کم و کیف آثار گوناگون داشته باشند و از این طریق به شکل‌گیری فرایند نقد فیلم کوتاه که تا قبل از این به دلیل عدم اکران عمومی چندان محلی از اعراب نداشت، کمک بسیاری کنند....
    .
    #24_frames
    .
    #نقد #منتقد #منتقد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_فیلم_کوتاه #فیلم_کوتاه #سکوت #فرنوش_صمدی #علی_عسگری
    #cinema #review #criticism #critic #critics #film_review #short_film_review #shortfilm #thesilence #farnooshsamadi #aliasgari
    .
    برای دیدن کامل مطلب به وب‌سایت ۲۴فریم مراجعه کنید.
    .
    《لینک کانال و وب‌سایت در بیو》
  • 38 1 28 September, 2018
  • درباره ی چند فقره #منتقد_فیلم #قلم_به_مزد ! 
#بهرام‌_بیضائی،سال هزار و سیصد هشتاد و نه،برای بار دوم از ایران رفت اما این بار به درازای اکنون در آمریکا مانده و حتی سرکی هم به خانه اش - ایران - نزده است.در حالی که او بیش از هر ایرانی می تواند صاحب خانه باشد ( به اعتبار زبان و نگاهش که ریشه در اصالت های فرهنگی و هویت ایرانی دارد ).او،همواره یکی از بهترین پایه گذاران تئاتر ملی از دهه ی چهل خورشیدی در ایران بوده است 
شاید،هتاکی هایی که نسبت به او و فیلم آخرش - وقتی همه خوابیم - شد ( به هنگام نمایش چند روزه ی فیلم در جشنواره ی فیلم در بهمن هزار و سیصد و هشتاد هفت.) یکی از دلایل مهاجرتش است ( هتاکی شبه منتقدان و #تومنی_نگارانی چون #امیر_قادری که غالبا در #ماهنامه_سینمائی_فیلم به سردبیری #هوشنگ_گلمکانی ، #قلم_به_مزد می زد ).از همان آغاز جشنواره معلوم بود که یک #تبانی آشکار برای کلید زدن این بی حرمتی و هتاکی صورت گرفته چرا که به #تومنی_نگاران گفته شده بود که بیضائی فیلم " #وقتی_همه_خوابیم " را بر علیه کدام تهیه کننده ( #حمید_اعتباریان ) ساخته و برای دفاع از او،باید تا می توانند "دوز نقد " و یا به عبارت بهتر هتاکی را بیشتر بکنند. " #قلم_به_مزدانی" که انگار نمی دانند " #استقلال_اندیشه " باید نخستین انگیزه ی هر قلم زنی باشد‌ ولی به توپ بستن‌فیلم و فیلمساز‌ توسط #منتقدان_ریز_و_درشت #ماهنامه_سینمائی فیلم ،گواهی بود بر این امر که برخی از این‌ #سینما_بنویس_ها بی آنکه حتی فیلم را دیده باشند ( فقط بر اساس اخبار نادرستی که در اختیارشان گذاشته شده بود.) به میدان آمدند که شمشیر را،از رو ببندند و فیلمساز ( صاحب فرهنگ ) را بکوبند و تهیه کننده ( صاحب سرمایه ) را بر برج عاج  بنشانند و مزد قلمزنی شان را بگیرند
پی نوشت : به نقل از ماهنامه ی " سیاه سفید " - شماره ی ششم - تیر هزار و سیصد و نود و هفت خورشیدی- یادداشت کوتاه آقای رضا آشفته ( به انضمام قدری توضیح توسط نگارنده ی این سطور برای کسانی که احتمالا فیلم " وقتی همه خوابیم " را ندیده اند و یا در جریان حمله ی از پیش تعیین شده به فیلم و #هتاکی سازمان یافته به‌ #بهرام_بیضائی توسط برخی از کهنه و نوقلمان #ماهنامه_سینمائی_فیلم نیستند.ناگفته نگذارم که چنین تفکری ( حمله و هتاکی نسبت به فیلم و فیلمساز یادشده ) ریشه در واقعیت دارد و نه در تفکر به اصطلاح #دایی_جان_ناپلئونی.چند سال پیش #امیر_پوریا ( منتقد ) طی گفت و گویی،پرده از توطئه ی سازمان یافته علیه بیضائی،برداشت
#رضا_علیپور_متعلم - دوم مهر هزار و سیصد و نود و هفت 
#موج_نوی_سینمای_ایران
  • درباره ی چند فقره #منتقد_فیلم #قلم_به_مزد !
    #بهرام ‌_بیضائی،سال هزار و سیصد هشتاد و نه،برای بار دوم از ایران رفت اما این بار به درازای اکنون در آمریکا مانده و حتی سرکی هم به خانه اش - ایران - نزده است.در حالی که او بیش از هر ایرانی می تواند صاحب خانه باشد ( به اعتبار زبان و نگاهش که ریشه در اصالت های فرهنگی و هویت ایرانی دارد ).او،همواره یکی از بهترین پایه گذاران تئاتر ملی از دهه ی چهل خورشیدی در ایران بوده است
    شاید،هتاکی هایی که نسبت به او و فیلم آخرش - وقتی همه خوابیم - شد ( به هنگام نمایش چند روزه ی فیلم در جشنواره ی فیلم در بهمن هزار و سیصد و هشتاد هفت.) یکی از دلایل مهاجرتش است ( هتاکی شبه منتقدان و #تومنی_نگارانی چون #امیر_قادری که غالبا در #ماهنامه_سینمائی_فیلم به سردبیری #هوشنگ_گلمکانی ، #قلم_به_مزد می زد ).از همان آغاز جشنواره معلوم بود که یک #تبانی آشکار برای کلید زدن این بی حرمتی و هتاکی صورت گرفته چرا که به #تومنی_نگاران گفته شده بود که بیضائی فیلم " #وقتی_همه_خوابیم " را بر علیه کدام تهیه کننده ( #حمید_اعتباریان ) ساخته و برای دفاع از او،باید تا می توانند "دوز نقد " و یا به عبارت بهتر هتاکی را بیشتر بکنند. " #قلم_به_مزدانی " که انگار نمی دانند " #استقلال_اندیشه " باید نخستین انگیزه ی هر قلم زنی باشد‌ ولی به توپ بستن‌فیلم و فیلمساز‌ توسط #منتقدان_ریز_و_درشت #ماهنامه_سینمائی فیلم ،گواهی بود بر این امر که برخی از این‌ #سینما_بنویس_ها بی آنکه حتی فیلم را دیده باشند ( فقط بر اساس اخبار نادرستی که در اختیارشان گذاشته شده بود.) به میدان آمدند که شمشیر را،از رو ببندند و فیلمساز ( صاحب فرهنگ ) را بکوبند و تهیه کننده ( صاحب سرمایه ) را بر برج عاج بنشانند و مزد قلمزنی شان را بگیرند
    پی نوشت : به نقل از ماهنامه ی " سیاه سفید " - شماره ی ششم - تیر هزار و سیصد و نود و هفت خورشیدی- یادداشت کوتاه آقای رضا آشفته ( به انضمام قدری توضیح توسط نگارنده ی این سطور برای کسانی که احتمالا فیلم " وقتی همه خوابیم " را ندیده اند و یا در جریان حمله ی از پیش تعیین شده به فیلم و #هتاکی سازمان یافته به‌ #بهرام_بیضائی توسط برخی از کهنه و نوقلمان #ماهنامه_سینمائی_فیلم نیستند.ناگفته نگذارم که چنین تفکری ( حمله و هتاکی نسبت به فیلم و فیلمساز یادشده ) ریشه در واقعیت دارد و نه در تفکر به اصطلاح #دایی_جان_ناپلئونی .چند سال پیش #امیر_پوریا ( منتقد ) طی گفت و گویی،پرده از توطئه ی سازمان یافته علیه بیضائی،برداشت
    #رضا_علیپور_متعلم - دوم مهر هزار و سیصد و نود و هفت
    #موج_نوی_سینمای_ایران
  • 72 3 24 September, 2018
  • .
من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه؟
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر، برای هر زیاد و کم

وقتی فایده‌ای نداره؛ غصه خوردن واسه چی؟!
واسه عشقای تو خالی، ساده مردن واسه چی؟!
نمی‌خوام چوب حراجی‌رو به قلبم بزنم!
نمی‌خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم!

نمی‌خوام در به در، پیچ و خم این جاده شم!
واسه آتیش همه، یه هیزم آماده شم!
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایسا دنیا!
وایسا دنیا؛ من میخوام پیاده شم!

همه حرف، خوب می‌زنند؛ اما کی خوبه این وسط؟
بد و خوبش به شما؛ ما که رسیدیم ته خط!
قربونت برم خدا؛ چقدر غریبی رو زمین!
آره دنیا، ما نخواستیم؛ دلو با خودت نبین!

این همه چرخیدی و چرخوندی، آخرش چی شد؟!
اون بلیط شانس دائم؛ بگو قسمت کى شد؟!
همه درویش، همه عارف، جای عاشق پس کجاست؟!
این همه طلسم و ورد، جای خوش دعا کجاست؟!
‌.
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم!
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم!
یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم!
وایسا دنیا!
وایسا دنیا، من می‌خوام پیاده شم!
.
پ.ن؛ ۱- آهنگساز، ترانه‌سرا و خواننده قطعه «وایسا دنیا» رضا صادقی - تنظیم‌کننده؛ سیروان خسروی
۲- عمر این ترانه کم‌کم بلندتر می‌شود و البته در نهان‌اش شناساندن خواننده و موزیسینی که هنوز با صلابت است و حرف برای گفتن کم ندارد؛ چرا که «رضا صادقی» آنقدر زندگی کرده که زندگی در او از یک اتفاق روزمره، تبدیل به اتفاقی عمیق و مهم شده است و از این روست که هنرش هم بازتاب همین زندگی‌ست. اگر بررسی مطالعاتی بر روی طرفداران خوانندگان نسل جدید شود(که تا حدودی آن را انجام داده‌ام) رضا صادقی توانسته طیف وسیعی از نسل‌های گذشته و امروز را با خود همراه کند و در قیاس با دیگر همقطارانش، او بسیار جلوست و با وجود سن نه چندان زیادش، اما وقتی به متن و موسیقی هایش گوش می‌دهید، گویی با یک انسان هزارساله روبرو هستید.
۳- این ترانه دنباله‌ی دیگری هم دارد که در پست مربوط به آن، درباره این هزارسال زندگی او، توضیح بیشتری می‌نویسم.
۴- ذکر یک نکته شاید در توضیح این ترانه ضروری‌ست؛ ترکیب  و استعاره «وایسا دنیا، می‌خوام پیاده‌شم» پیش از ساخت این ترانه، در یکی از اشعار «هیوا مسیح» استفاده شده بود.
@hiva_______masih
۴- عکس از André Kertész که در سال ۱۹۵۵ در Acapulco مکزیک به ثبت رسیده است.
.
#وایسا_دنیا #رضا_صادقی #همین #کفش_آهنی #سیروان_خسروی #مشکی_پوش #هزارسال #زندگی #عمیق #طولانی #خسته #بغض #گریه #هیوا_مسیح #شاعر #نویسنده #منتقد_فیلم
#andrekertesz #photographer #artphotography #acapulco #mexico #1955
  • .
    من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونیه
    پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه؟
    من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
    بسه جنگ بی ثمر، برای هر زیاد و کم

    وقتی فایده‌ای نداره؛ غصه خوردن واسه چی؟!
    واسه عشقای تو خالی، ساده مردن واسه چی؟!
    نمی‌خوام چوب حراجی‌رو به قلبم بزنم!
    نمی‌خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم!

    نمی‌خوام در به در، پیچ و خم این جاده شم!
    واسه آتیش همه، یه هیزم آماده شم!
    یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
    وایسا دنیا!
    وایسا دنیا؛ من میخوام پیاده شم!

    همه حرف، خوب می‌زنند؛ اما کی خوبه این وسط؟
    بد و خوبش به شما؛ ما که رسیدیم ته خط!
    قربونت برم خدا؛ چقدر غریبی رو زمین!
    آره دنیا، ما نخواستیم؛ دلو با خودت نبین!

    این همه چرخیدی و چرخوندی، آخرش چی شد؟!
    اون بلیط شانس دائم؛ بگو قسمت کى شد؟!
    همه درویش، همه عارف، جای عاشق پس کجاست؟!
    این همه طلسم و ورد، جای خوش دعا کجاست؟!
    ‌.
    نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم!
    واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم!
    یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم!
    وایسا دنیا!
    وایسا دنیا، من می‌خوام پیاده شم!
    .
    پ.ن؛ ۱- آهنگساز، ترانه‌سرا و خواننده قطعه «وایسا دنیا» رضا صادقی - تنظیم‌کننده؛ سیروان خسروی
    ۲- عمر این ترانه کم‌کم بلندتر می‌شود و البته در نهان‌اش شناساندن خواننده و موزیسینی که هنوز با صلابت است و حرف برای گفتن کم ندارد؛ چرا که «رضا صادقی» آنقدر زندگی کرده که زندگی در او از یک اتفاق روزمره، تبدیل به اتفاقی عمیق و مهم شده است و از این روست که هنرش هم بازتاب همین زندگی‌ست. اگر بررسی مطالعاتی بر روی طرفداران خوانندگان نسل جدید شود(که تا حدودی آن را انجام داده‌ام) رضا صادقی توانسته طیف وسیعی از نسل‌های گذشته و امروز را با خود همراه کند و در قیاس با دیگر همقطارانش، او بسیار جلوست و با وجود سن نه چندان زیادش، اما وقتی به متن و موسیقی هایش گوش می‌دهید، گویی با یک انسان هزارساله روبرو هستید.
    ۳- این ترانه دنباله‌ی دیگری هم دارد که در پست مربوط به آن، درباره این هزارسال زندگی او، توضیح بیشتری می‌نویسم.
    ۴- ذکر یک نکته شاید در توضیح این ترانه ضروری‌ست؛ ترکیب و استعاره «وایسا دنیا، می‌خوام پیاده‌شم» پیش از ساخت این ترانه، در یکی از اشعار «هیوا مسیح» استفاده شده بود.
    @hiva_______masih
    ۴- عکس از André Kertész که در سال ۱۹۵۵ در Acapulco مکزیک به ثبت رسیده است.
    .
    #وایسا_دنیا #رضا_صادقی #همین #کفش_آهنی #سیروان_خسروی #مشکی_پوش #هزارسال #زندگی #عمیق #طولانی #خسته #بغض #گریه #هیوا_مسیح #شاعر #نویسنده #منتقد_فیلم
    #andrekertesz #photographer #artphotography #acapulco #mexico #1955
  • 136 5 13 September, 2018
  • آجرنسوز! 
حمید نعمت الله، در جدیدترین اثر سینمائی خود در قیاس با اثر قبلی اش، گوئی خواسته جبران مافات کند. حمید نعمت الله هر چقدر در فیلم "رگ خواب" به دغدغه های زن بودن اشاراتی سلیقه ای داشته است، در فیلم "شعله ور" نیز به همان میزان و البته با چرخش 180 درجه ای خواسته است مرد داستان خود را کمی غلغلک دهد. اما آیا قهرمان فیلم "شعله ور" با عوالم درونی اش توان ایجاد همذات پنداری را در مخاطب خود ولو به شکلی قلیل دارد؟ آیا سرگردانی ها و سرگشتی های کارکتر فرید شعله ور ( با بازی امین حیائی )، میخواهد همان حس و حال مینای "رگ خواب" را ایجاد کند؟

فرید "شعله ور" و مینای "رگ خواب" هر دو میخواهند خود را از منجلابی که گرفتار آن شده اند، نجات دهند و در نهایت فرجام هر دو تباهی میشود. حمید نعمت الله علاقه وافری دارد که در پرداخت شخصیت های محوری اش، ابتدا به ساکن آنها را ضعیف و سست معرفی کند و سپس آنها را دچار چالش در مواجهه با کلونی خانواده و اجتماعشان کند. چالش هائی که خط به خط فیلمنامه چیده میشوند تا قهرمان داستان های فیلمش را به اضمحلال بکشاند. هرچقدر که مینا در رگ خواب خنگ و کودک شناسانده میشود، فرید در شعله ور منگ و بلوغ نیافته معرفی میگردد. اما در این بین میتوان ذهن زنانه مینا را با توجه به آسیب پذیری اش تا حدودی درک کرد، ولی این فرمول ساختگی و از پیش تعیین شده برای فرید جواب نمیدهد. برای همین است که رفتارهای فرید را نمیتوان به حساب اعتیادش گذاشت و بچگانگی هایش را باید به حساب تسهیل در روند پیشبرد قصه فیلمنامه گذاشت. درخشش جهان رنگارنگ ذهن زنانه مینا کجا و افول رنگ داده شده فرید کجا؟ فریدی که پتانسیل فلسفی شدن یک شخصیت پیچیده را داشت، پیچانده میشود!
#فيلم #سينما #سينماي_ايران #نقد #منتقد #نقد_فیلم #منتقد_فیلم #بازيگر #شعله_ور #حميد_نعمت_الله #امين_حيايي  #روزنامه_آرمان #صفحه_آخر #ستون_نويس #پرديس_چهارسو ( ادامه در كامنت )
  • آجرنسوز!
    حمید نعمت الله، در جدیدترین اثر سینمائی خود در قیاس با اثر قبلی اش، گوئی خواسته جبران مافات کند. حمید نعمت الله هر چقدر در فیلم "رگ خواب" به دغدغه های زن بودن اشاراتی سلیقه ای داشته است، در فیلم "شعله ور" نیز به همان میزان و البته با چرخش 180 درجه ای خواسته است مرد داستان خود را کمی غلغلک دهد. اما آیا قهرمان فیلم "شعله ور" با عوالم درونی اش توان ایجاد همذات پنداری را در مخاطب خود ولو به شکلی قلیل دارد؟ آیا سرگردانی ها و سرگشتی های کارکتر فرید شعله ور ( با بازی امین حیائی )، میخواهد همان حس و حال مینای "رگ خواب" را ایجاد کند؟

    فرید "شعله ور" و مینای "رگ خواب" هر دو میخواهند خود را از منجلابی که گرفتار آن شده اند، نجات دهند و در نهایت فرجام هر دو تباهی میشود. حمید نعمت الله علاقه وافری دارد که در پرداخت شخصیت های محوری اش، ابتدا به ساکن آنها را ضعیف و سست معرفی کند و سپس آنها را دچار چالش در مواجهه با کلونی خانواده و اجتماعشان کند. چالش هائی که خط به خط فیلمنامه چیده میشوند تا قهرمان داستان های فیلمش را به اضمحلال بکشاند. هرچقدر که مینا در رگ خواب خنگ و کودک شناسانده میشود، فرید در شعله ور منگ و بلوغ نیافته معرفی میگردد. اما در این بین میتوان ذهن زنانه مینا را با توجه به آسیب پذیری اش تا حدودی درک کرد، ولی این فرمول ساختگی و از پیش تعیین شده برای فرید جواب نمیدهد. برای همین است که رفتارهای فرید را نمیتوان به حساب اعتیادش گذاشت و بچگانگی هایش را باید به حساب تسهیل در روند پیشبرد قصه فیلمنامه گذاشت. درخشش جهان رنگارنگ ذهن زنانه مینا کجا و افول رنگ داده شده فرید کجا؟ فریدی که پتانسیل فلسفی شدن یک شخصیت پیچیده را داشت، پیچانده میشود!
    #فيلم #سينما #سينماي_ايران #نقد #منتقد #نقد_فیلم #منتقد_فیلم #بازيگر #شعله_ور #حميد_نعمت_الله #امين_حيايي #روزنامه_آرمان #صفحه_آخر #ستون_نويس #پرديس_چهارسو ( ادامه در كامنت )
  • 140 6 2 September, 2018
  • .
#لالالند یا سرزمین رؤیایی (انگلیسی:La La Land)؛فیلمی رمانتیک و موزیکال محصول سال ۲۰۱۶ آمریکا به نویسندگی و کارگردانی دیمین شزل است
دیمین شزل که خود در رشته موسیقی تحصیل کرده و فیلم ویپلش را بر اساس خاطراتش در سال ۲۰۱۴ ساخته بود، سومین فیلم خود را نیز با زمینه موسیقی به روی پرده فرستاده است.

موضوع فیلم در مورد دو جوان ب نام میا و سباستین هستش ک هر دو رویایی هنری و خاص خود را در سر میپرورانند...
رابطه ی میا و سباستین داستانی تراژدی و ب شدت عاشقانه رو میسازه ک همراه بودن موسیقی دلنشین ب زیبایی احساسات مخاطب رو ب بازی میگیره
*
این فیلم و ب ادمای رمانتیک پسند و عاشق ژانر عاشقانه ب شدت پیشنهاد میکنم...
از نظر موسیقی یکی از فیلم های طراز اول بود بنظرم...
البته ریتم فیلم اروم و ملو هستش و اگه عاشق هیجان و اکشن هستید هشتگ لالالند رو سرچ کنید تو اینستا و خودتون تصمیم بگیرید ک دوستش خواهید داشت یا خیر...
اما جلوه ویژه خاص و ویژه نداشت البته لزومی هم ب بودنش نبود...
بازی ها عالی خصوصا شخصیت اول مرد «سباستین» 
پ.ن:ب شدت پیشنهادش میکنم حداقل ارزش یکبار دیدن و داره و مطمئنا خیلیا رو مسخ خودش میکنه...
پ.ن2:دوستایی ک دیدن اگه نظرات دیگه ای دارن خوشحال میشم کامنت بذارن
پ.ن3:اگر بعد این پست هم دیدید نظرتونو بگید
پ.ن4:زبان اصلی ببینید
.
#lalaland
#لالالند #سینمایی_لالالند #فیلم_لالالند  #معرفی_فیلم #معرفی_سریال #معرفی_کتاب #نقد #منتقد #نقاد #منتقد_سیما #منقد_سریال #منتقد_فیلم #نقد_سریال #نقد_فیلم #قاب_نقد #نوستالژی #فلیم_امریکایی #فیلم_فرانسوی #فیلم انگلیسی #شهرزاد #پدر #دلدادگان #سریال_پدر #حامد #حاج_علی #ارغوان #فرزان_فرزین
  • .
    #لالالند  یا سرزمین رؤیایی (انگلیسی:La La Land)؛فیلمی رمانتیک و موزیکال محصول سال ۲۰۱۶ آمریکا به نویسندگی و کارگردانی دیمین شزل است
    دیمین شزل که خود در رشته موسیقی تحصیل کرده و فیلم ویپلش را بر اساس خاطراتش در سال ۲۰۱۴ ساخته بود، سومین فیلم خود را نیز با زمینه موسیقی به روی پرده فرستاده است.

    موضوع فیلم در مورد دو جوان ب نام میا و سباستین هستش ک هر دو رویایی هنری و خاص خود را در سر میپرورانند...
    رابطه ی میا و سباستین داستانی تراژدی و ب شدت عاشقانه رو میسازه ک همراه بودن موسیقی دلنشین ب زیبایی احساسات مخاطب رو ب بازی میگیره
    *
    این فیلم و ب ادمای رمانتیک پسند و عاشق ژانر عاشقانه ب شدت پیشنهاد میکنم...
    از نظر موسیقی یکی از فیلم های طراز اول بود بنظرم...
    البته ریتم فیلم اروم و ملو هستش و اگه عاشق هیجان و اکشن هستید هشتگ لالالند رو سرچ کنید تو اینستا و خودتون تصمیم بگیرید ک دوستش خواهید داشت یا خیر...
    اما جلوه ویژه خاص و ویژه نداشت البته لزومی هم ب بودنش نبود...
    بازی ها عالی خصوصا شخصیت اول مرد «سباستین»
    پ.ن:ب شدت پیشنهادش میکنم حداقل ارزش یکبار دیدن و داره و مطمئنا خیلیا رو مسخ خودش میکنه...
    پ.ن2:دوستایی ک دیدن اگه نظرات دیگه ای دارن خوشحال میشم کامنت بذارن
    پ.ن3:اگر بعد این پست هم دیدید نظرتونو بگید
    پ.ن4:زبان اصلی ببینید
    .
    #lalaland
    #لالالند #سینمایی_لالالند #فیلم_لالالند #معرفی_فیلم #معرفی_سریال #معرفی_کتاب #نقد #منتقد #نقاد #منتقد_سیما #منقد_سریال #منتقد_فیلم #نقد_سریال #نقد_فیلم #قاب_نقد #نوستالژی #فلیم_امریکایی #فیلم_فرانسوی #فیلم انگلیسی #شهرزاد #پدر #دلدادگان #سریال_پدر #حامد #حاج_علی #ارغوان #فرزان_فرزین
  • 144 12 26 August, 2018
  • .
فیلم سینمایی لوسی اثر مشترک امریکا و فرانسه...
محصول 2014 ب کارگردانی #لوک_بسون

اول اینکه ریتم و فیلمنامه ی ب شدت خوبی داشت ک یکی از دلایل جذب مخاطبش همینه..
دوم اینکه مثل تمام فیلم های فانتزی تدوین و جلوه ویژه توش حرف اول رو زده بود....
بازی بازیگرا و فرو رفتن تو نقششون واقعا ستودنی بود«چیزی ک دقیقا هیچ کدوم از فیلمای ایرانی حداقل من ندیدم داشته باشه»
اشخاصی ک ب این ژانر از فیلم علاقه دارن و وقت سریال دیدن ندارم ب شدت پیشنهاد میکنم بهشون...
اما....«خطر اسپویل»
در مورد خود داستان:همینطور ک از کاور پست و ژانر فیلم مشخصه اینکار میشه گفت وارد دنیای  متافیزیک هست با قوانین اون پیش میره و حرف میزنه راجبه قابلیت های مغز انسان نسبت ب سایر موجودات و اشاره ب اینکه ما بسیار بسیار کم از توانایی عقلی ک داریم استفاده میکنیم...
و وجود ماده ای شیمیایی ک ظرفیت مغز و ب انتهای خودش میرسونه ک انسان رو قادر ب هرکارییی میکنه علم و جهان زیر و رو میشود...
اما خب انتقادات علمی زیادی هم ب این فیلم وارده ک از نظر عقلانی درست بنظر میاد محققان رد کردن این موضوع رو ک انسان تنها قادر به استفاده از 10 درصد مغز خود هست و 90 درصد دیگر دست نخورده باقی میمونه و دانشمندان معتقدن که چنانچه 90 درصد مغز انسان بی استفاده بمونه ضربه به این نواحی از مغز نباید تغییری در حالت انسان ایجاد می کرد در صورتی که اینطور نیست...
.
پ.ن1:ولی در کل فیلم لوسی رو میشه در دسته فیلم های علمی تخیلی وهمچنین اکشن سینمای امریکا قلمداد کرد و ب ویژه میگم ک دیدنش خالی از لطف نیست و ساعات خوشی رو میگذرونید و بعدش پشیمون نخواهید شد..
پ.ن2:پیشنهاد میکنم نسخه ی زبان اصلیش رو مشاهده کنید...
پ.ن3:امیدوارم لذت ببرید و ساعات خوشی رو بگذرونید..
#lucy
#لوسی #سینمایی_لوسی #فیلم_لوسی #معرفی_فیلم #معرفی_سریال #معرفی_کتاب #نقد #منتقد #نقاد #منتقد_سیما #منقد_سریال #منتقد_فیلم #نقد_سریال #نقد_فیلم #قاب_نقد #نوستالژی #فلیم_امریکایی #فیلم_فرانسوی #شهرزاد #پدر #دلدادگان #سریال_پدر #حامد #حاج_علی #ارغوان #فرزان_فرزین
  • .
    فیلم سینمایی لوسی اثر مشترک امریکا و فرانسه...
    محصول 2014 ب کارگردانی #لوک_بسون

    اول اینکه ریتم و فیلمنامه ی ب شدت خوبی داشت ک یکی از دلایل جذب مخاطبش همینه..
    دوم اینکه مثل تمام فیلم های فانتزی تدوین و جلوه ویژه توش حرف اول رو زده بود....
    بازی بازیگرا و فرو رفتن تو نقششون واقعا ستودنی بود«چیزی ک دقیقا هیچ کدوم از فیلمای ایرانی حداقل من ندیدم داشته باشه»
    اشخاصی ک ب این ژانر از فیلم علاقه دارن و وقت سریال دیدن ندارم ب شدت پیشنهاد میکنم بهشون...
    اما....«خطر اسپویل»
    در مورد خود داستان:همینطور ک از کاور پست و ژانر فیلم مشخصه اینکار میشه گفت وارد دنیای متافیزیک هست با قوانین اون پیش میره و حرف میزنه راجبه قابلیت های مغز انسان نسبت ب سایر موجودات و اشاره ب اینکه ما بسیار بسیار کم از توانایی عقلی ک داریم استفاده میکنیم...
    و وجود ماده ای شیمیایی ک ظرفیت مغز و ب انتهای خودش میرسونه ک انسان رو قادر ب هرکارییی میکنه علم و جهان زیر و رو میشود...
    اما خب انتقادات علمی زیادی هم ب این فیلم وارده ک از نظر عقلانی درست بنظر میاد محققان رد کردن این موضوع رو ک انسان تنها قادر به استفاده از 10 درصد مغز خود هست و 90 درصد دیگر دست نخورده باقی میمونه و دانشمندان معتقدن که چنانچه 90 درصد مغز انسان بی استفاده بمونه ضربه به این نواحی از مغز نباید تغییری در حالت انسان ایجاد می کرد در صورتی که اینطور نیست...
    .
    پ.ن1:ولی در کل فیلم لوسی رو میشه در دسته فیلم های علمی تخیلی وهمچنین اکشن سینمای امریکا قلمداد کرد و ب ویژه میگم ک دیدنش خالی از لطف نیست و ساعات خوشی رو میگذرونید و بعدش پشیمون نخواهید شد..
    پ.ن2:پیشنهاد میکنم نسخه ی زبان اصلیش رو مشاهده کنید...
    پ.ن3:امیدوارم لذت ببرید و ساعات خوشی رو بگذرونید..
    #lucy
    #لوسی #سینمایی_لوسی #فیلم_لوسی #معرفی_فیلم #معرفی_سریال #معرفی_کتاب #نقد #منتقد #نقاد #منتقد_سیما #منقد_سریال #منتقد_فیلم #نقد_سریال #نقد_فیلم #قاب_نقد #نوستالژی #فلیم_امریکایی #فیلم_فرانسوی #شهرزاد #پدر #دلدادگان #سریال_پدر #حامد #حاج_علی #ارغوان #فرزان_فرزین
  • 154 17 16 August, 2018
  • ورق بزنید
-
شاید بتوان گفت جمله‌ای که #الویس_میچل ، #منتقد_فیلم و سینمای نیویورک تایمز در رابطه با فیلم #در_حال_و_هوای_عشق نوشته است، گویاترین تعبیر درباره‌ی آن باشد: «حاصل تماشای این فیلم برای مخاطب، سرگردان شدن با یک روح #رمانتیک و #عاشقانه است که #سینمای_جهان هرگز آن را تجربه نکرده بود.»
.
در فضایی که فیلم‌های #عاشقانه ‌ای که پر از صحنه‌های جنسی و برهنگی‌های افراطی هستند، این روزها به شدت مورد تولید و توجه هستند، In The Mood For Love نفسی عمیق از هوایی پاک را به ریه‌های #سینمای_جهان رساند. این فیلم راوی نوعی نگاه #شرقی به مفهوم عشق است.
.
داستان فیلم در رابطه با تقاطع و روحیات زن و مردی است که همسران خیانت‌کار دارند اما با خود و یکدیگر درگیر نوعی کشمکش عمیق هستند که «شبیه همسرانشان نباشند.» اما به دلیل شب‌هایی که در #تنهایی عمیق به سر می‌بردند و نیز اتفاقاتی که آن‌ها را در رویارویی با یکدیگر قرار می‌دهد، ناخواسته و دیوانه‌وار #عاشق یکدیگر می‌شوند و حالا باید برای دور شدن از وسوسه با تمام وجود بجنگند.
.
مگی زنی است که #جامعه و سنت، تسلط زیادی روی افکار و رفتار او دارند. مگی تنها زمانی لباس‌های گلدار و با رنگ‌های شاد می‌پوشد که در انتظار شوهرش است و یا قرار است در خفا محبوبش را ببیند.
.
شخصیت اجتماعی آقای چاو نیز در همان ابتدای داستان بسیار موجه و درست تعریف می‌شود. بنابراین فیلم، داستان عشقی را روایت می‌کند که خالی از هرگونه #آزادی و جسارت است.
.
عوامل بسیاری وجود دارند که باعث می‌شوند این #فیلم به معنای واقعی یک #ملودرام عاشقانه‌ی فوق‌العاده باشد. اولین عامل، مقطع زمانی و مکانی است که فیلم در آن اتفاق می‌افتد یعنی ۱۹۶۰ در هنگ‌‌کنگ. به جزئیات صحنه و لباس به گونه‌ای که متناسب با آن زمان و آن مکان باشند، با دقت عجیبی پرداخته‌ شده است. لباس‌های زیبای مگی چونگ به عنوان بازیگر نقش اول زن، #موسیقی و در مجموع اتمسفر حاکم بر فضای فیلم، یک اثر #نوستالژیک مربوط به سال ۱۹۶۰ را فراهم می‌کنند.
.
دومین عامل، #فیلمبرداری منحصربفرد این فیلم است. #کریستوفر_دویل ، که برای فیلمبرداری تاثیرگذار خود در این فیلم، جایزه‌ی بهترین فیلمبرداری را گرفته‌ است، در بسیاری از سکانس‌های فیلم، قاب‌هایی را ایجاد کرده است که نه تنها دربردارنده‌ی دو شخصیت اصلی فیلم هستند، بلکه کاملا آکنده از اشتیاق عاشقانه‌ی آن دو نیز هست. در تمام فیلم، مدیوم‌شات‌ها و کلوزآپ‌هایی را شاهد هستیم که برای بیان شفاف خفقان حاکم بر فیلم و محدودیت‌های اجتماعی، گرفته شده‌اند.
.
مروارید قادری
.
(ادامه در کامنت)
.
  • ورق بزنید
    -
    شاید بتوان گفت جمله‌ای که  #الویس_میچل ، #منتقد_فیلم و سینمای نیویورک تایمز در رابطه با فیلم #در_حال_و_هوای_عشق نوشته است، گویاترین تعبیر درباره‌ی آن باشد: «حاصل تماشای این فیلم برای مخاطب، سرگردان شدن با یک روح #رمانتیک و #عاشقانه است که #سینمای_جهان هرگز آن را تجربه نکرده بود.»
    .
    در فضایی که فیلم‌های #عاشقانه ‌ای که پر از صحنه‌های جنسی و برهنگی‌های افراطی هستند، این روزها به شدت مورد تولید و توجه هستند، In The Mood For Love نفسی عمیق از هوایی پاک را به ریه‌های #سینمای_جهان رساند. این فیلم راوی نوعی نگاه #شرقی به مفهوم عشق است.
    .
    داستان فیلم در رابطه با تقاطع و روحیات زن و مردی است که همسران خیانت‌کار دارند اما با خود و یکدیگر درگیر نوعی کشمکش عمیق هستند که «شبیه همسرانشان نباشند.» اما به دلیل شب‌هایی که در #تنهایی عمیق به سر می‌بردند و نیز اتفاقاتی که آن‌ها را در رویارویی با یکدیگر قرار می‌دهد، ناخواسته و دیوانه‌وار #عاشق یکدیگر می‌شوند و حالا باید برای دور شدن از وسوسه با تمام وجود بجنگند.
    .
    مگی زنی است که #جامعه و سنت، تسلط زیادی روی افکار و رفتار او دارند. مگی تنها زمانی لباس‌های گلدار و با رنگ‌های شاد می‌پوشد که در انتظار شوهرش است و یا قرار است در خفا محبوبش را ببیند.
    .
    شخصیت اجتماعی آقای چاو نیز در همان ابتدای داستان بسیار موجه و درست تعریف می‌شود. بنابراین فیلم، داستان عشقی را روایت می‌کند که خالی از هرگونه #آزادی و جسارت است.
    .
    عوامل بسیاری وجود دارند که باعث می‌شوند این #فیلم به معنای واقعی یک #ملودرام عاشقانه‌ی فوق‌العاده باشد. اولین عامل، مقطع زمانی و مکانی است که فیلم در آن اتفاق می‌افتد یعنی ۱۹۶۰ در هنگ‌‌کنگ. به جزئیات صحنه و لباس به گونه‌ای که متناسب با آن زمان و آن مکان باشند، با دقت عجیبی پرداخته‌ شده است. لباس‌های زیبای مگی چونگ به عنوان بازیگر نقش اول زن، #موسیقی و در مجموع اتمسفر حاکم بر فضای فیلم، یک اثر #نوستالژیک مربوط به سال ۱۹۶۰ را فراهم می‌کنند.
    .
    دومین عامل، #فیلمبرداری منحصربفرد این فیلم است. #کریستوفر_دویل ، که برای فیلمبرداری تاثیرگذار خود در این فیلم، جایزه‌ی بهترین فیلمبرداری را گرفته‌ است، در بسیاری از سکانس‌های فیلم، قاب‌هایی را ایجاد کرده است که نه تنها دربردارنده‌ی دو شخصیت اصلی فیلم هستند، بلکه کاملا آکنده از اشتیاق عاشقانه‌ی آن دو نیز هست. در تمام فیلم، مدیوم‌شات‌ها و کلوزآپ‌هایی را شاهد هستیم که برای بیان شفاف خفقان حاکم بر فیلم و محدودیت‌های اجتماعی، گرفته شده‌اند.
    .
    مروارید قادری
    .
    (ادامه در کامنت)
    .
  • 93 0 13 July, 2018